عقده ی سر بازکرده ی سربسته !
امروز یه کتاب جیبی به اسم «آداب معاشرت برای همه » خریدم ، به کل وقتی فامیل یا خانواده ام حتی ، با اینجور کتابای غیر درسی مواجه میشن بعضیاشون این کار منو مسخره و بیخود فرض میکنن ! مشکل همینجاس، فرهنگ سازی از دوران بچگی و نوجوانی و جوانی شکل میگیره ، وقتی رسید به سن بزرگسالی دیگه نمیشه فرهنگ سازی، میشه انتقال فرهنگ. وقتی به فرض کسی کتاب غیر درسی خوندن منو کار مسخره و بیهوده ای فرض میکنه واسه اینه که قبلا" خودش هم اینجوری رشد پیدا کرده که کتاب غیر درسی خوندن بی فایده اس. ( به خصوص در زمینه ی رمان )
پس لااقل خودمونو یه جوری بار بیاریم که اگه زد و اتفاقی یه روزی خدای نکرده ما ام بزرگ شدیم اگه به درد بقیه ام نخوردیم لااقل به دردشون اضافه نکنیم !
یخمک نوشت :
میگن زن از موش میترسه، موش از گربه ، گربه از سگ، سگ از صاحب سگ، صاحب سگ از زنش !
از وضع اشغال جامعه، از نظر دخترا دیگه همه ی پسرا واسشون مزاحمن ،همشون یه قصدی دارن ! اینجا بعضی از پسرا شدن چوپان دروغگو ای که از طرف جامعه دروغگو شده و از اولش ام راست میگفته به خدا !
اگه دلم مرده واسه اینه که هنوز دستگاه شک عشق اختراع نشده .
ایرانی ها مثل شعرای قدیمیمون هنوز طبع شعر دارن ، ولی طبع شعرشونو ریدن توش شده رپ ! (ببخشید دیگه این یکیو باید کاملا" رک میگفتم )
بعضی وقتا یهویی دلم میگیره که من اینجا چیکار میکنم؟ اگه اینجا کاری نمیکنم پس باید کجا چیکار کنم؟!!
دروغ نگو سنگ میشی ها ! :)) خودتم دروغ گفتی چون دیدی که ، سنگ نشدم ! پس یعنی الان جفتی سنگ میشیم؟ :((
برو بابا دلت خوشه ها، چه یارانه ای؟ چه کشکی؟ به بــــــه عجب آش قشنگی !
شنیدین میگن خدا وقتی دلش از ادما میگیره گریه میکنه و بارون میا؟ میبینی خدا؟ بعضیامون از گریه ات خوشحال ام میشیم !
دخترکی با خودش میخوند : باز باران با ترانه میزند بر بام خانه ...، ولی حیف که ما طبقه ی اخر نیستیم .

یک عدد یخ تشریف دارم