فصل 4 ام .

با وجود اینکه حالم خوب نبوده و هنوزم نیست بازم ادامه میدم داستانو :| (ابتدای داستان، پست قبل )

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

در همین حین که کپک داره موبایلو میکوبه به دیوار مامی با یه فیلیپینی درو میخوابونه میا تو اتاق! یه نیگا اینور یه نیگا ام اونور ! به به جا تره و بچه نیس . بله کپک از پنجره فرار کرده به سوی نایت کلاب .

مامی خوووونسرد برمیگرده سر کار همیشگیش و قده یه خرمگس ام به دختره اهمیت نمیده:|

کلک داره از گشنگی دست و پا میزنه ! ددی ظرف میشوره ! دُخی تو نایت کلاب ، مامی پای فارسی 1 !!

ساعت ها میگذره و وقت خواب فرا میرسه. کلک با 2 تیکه هویج خودشو سیر کرده. میره تو تختش ولی از جای خالی ابجیش دلش میگیره :( ددی ساییدن کف پوش خونه رو تموم کرده و مامی کنترل به دست خوااااابش برده. همه جا ساکت و صدای جیرجیرکا مثل عر عر خر تو گوش شب میپیچه...

صبح میشه و خروسای ده اذان میگن ولی خروس این خانواده فقط به نشانه تاکیید سر تکون میده!!!

آه خــــــــدای من. کلک از پشت پنجره کپک رو از 10 کیلومتری میبینه که داره لنگ لنگان میا سمت خونه.( به خاطر همون هویجس که دیشب خورده ها ) بی حال از جاش پا میشه میره کمک ابجیش و میارتش تو... 

کپک شبیه سربازای جنگ جهانی ، صورتشو با موهاش نمیشه از هم تشخیص داد :|

مامی ام از خواب پاشده و وقتی کپک رو میبینه فقط بادی از بینی با فشار بیرون میده و راشو کج میکنه !

کلک بازم نشسته پای موبایلوتر ! ددی اینبار داره زمینو شخم میزنه ! کپک بیهوش یه گوشه افتاده و مامی؟ پای فارسی 2 !! 

تنها چیزی که انگار اصلا" مهم نبود تو این داستان ددی بود انگار ! گفتم که اصن مهههههم نی :|

اره رفقا ! فک کردین ته این داستان کجا میکشه؟؟ هیـــــــــچجا ! روزا از هم سبقت میگیرن و فقط اینو یاد این خانواده میارن که فردایی ام هست !

چنــــــــــــــــــد سال بعد :

مامی رو مبل دیجیتالیش که هم تخته هم مبله هم دسشوییه ، دیگه جونم براتون بگه که هم کُمده هم یخچاله هم .... اس، نشسته و از چاقی دیگه نمیتونه بلند شه ! فقط میشینه و بین کانال فارسی n و من و هرکی کانال عوض میکنه . ددی ام واسش غذا میاره که ضعف نکنه بنده خدا !

کپک بو ترشیدگی و کپک اش همه جارو برداشته بود که همون تام شلغوز بیچاره ی نفهمه عاشقه خر ! اومد اینو گرفت ، الانم داره کهنه بچه میشوره.

کلک بالاخره با کلک بازیش مخ یکیو تو چت زد و رفت طهران واسه اودزاج ! که سرنوشتت در دست تحلیله !!

نکته : کلک به خاطر ساف بودن ناخون پاش از سربازی معاف شد .

و اما اون اقاهه که اصن مهم نبود تو داستان !! اوشون داره زنشو جمع و جور میکنه و هر لحظه از خدا طلب مرگ میکنه !

قصه ی ما به سر رسیــــد                   کلاغه به خونش نرسید ! ( واسه یارانه ها فروخته خونَشو اخه )

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

یــــــــخ نوشت : 

نمیدونم چه قانون کوفتی ایه که هرچی تو دوست داری واسه دیگرونه ! و هر کاری میخوای بکنی یکی بعد تو تصمیم میگیره بکنه ولی زودتر میکنه !!! (چی گُــــفتم ! )

+ چشام بـــَستس :( جهاااااانم شکل خـــــــــــوابه .

+ بگو سفیدی کاغذ بیهوووووووووووووووووووووده نیــــــــــــست !! ( به نقل از موسیقی متن مرگ تدریجی یک رویا )

+ چرا وقتی ناراحتیم باز سعی میکنیم به ناراحتیمون اضافه کنیم؟( مثلا" با اهنگ و عکس و فکرهای غمگین و...)

نمیدونم.

  الکی گفتم چرتی بنویسم امیدوارم خوشتون بیا ! ! !

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

روزی روزگاری در سرزمینی از گوشهای کور ! و چشمانه شور خانواده ای 4 نفره نفس میکشیدن.

حتما" فک میکنین این خانواده 2 تا بچه داشت و 2 تا ننه بابا؟! خب حالا این یه بارو درست فکر کردین.

اسم بچه ها به ترتیب قد میشایل کلک و جنیفر کپک بود ! که خودتون از رو قدشون باید بفهمین کی بزرگتره !

یه روز که مثل همیشه کلک قصه ی ما از تخت بلند میشد دید کپک ، داره موهای توسی مایل به سبزشو شونه میکنه ! رفت گفت چیکا میکنی؟ گفت دارم خوشگیل میکنم کلک !

کلک ام راشو گرفت و رفت از اتاق بیرون. رفت پیش مامانش با غریوی همچو کوه که هرگز نیابد گزند عرض کرد : مامـــانی غذا چییی داااریم؟؟ کشک بادنجـــــــــــــــــــــــــون داریم؟؟

مامی یه نگاهی خشم الود کرد و با یه کلمه ی زیبا زمین و اسمان را به هم پیوست داد ! باریکلا بچه های باهوش ! اون کلمه کوووفت بود.

خب کلک بازم ضایع شد و ناچار رفت سراغ موبایلیوترش ! تنها واسه خودش نشست نشست بازی کرد، چت کرد، هر غلطی میخواست کـــــــــَـرد! تا اینکه شیمکش (شکمش) صداهای بی تربیتی از خود دراورده و ناچار از پای اون بی صاحاب پاشد و رفت از اتاق بیرون .

همینجا کلکو رها میکنیم میریم سراغ دَدیه قصه !

پدر تو طویله داشت شیر میدوشید ! که یهو گاوه نشست روش و کم مونده بود خدا رحم کنه و ددی دار فانی رو گود بای کنه که گاوه، یه گاوه مونثُ اونور تپه دید و پاشد دِ بدو ! شونصدتا پای دیگه ام قرض کرد و همین جوری عین گاو رفت !

پدر داشت نفس نفس میزد و خودشو ماساژ میداد که خانوم بی خبر از همه جا اومد با جیغ گفت :

دِ پاشو مرتیکه مگه نمیبینی ظرفا مونده؟؟ زود باش بینم تا کاردیت نکردم !

جناب ددی ام نصفه جان پاشد برگشت تو خونه که دید کلک رو شکم خوابیده و از گرسنگی داره زمینو گاز میزنه

اینارو اینجا بیخیال شیم ببینیم کپک خانوم چی میکنه؟

کپک بالاخره شونه کردنشو تموم کرده بود و داشت مژه هاشو با دقت میکرو میلیمتری همسان میکرد.ساعت حدودای 5 عصر بود که موبایلش زنگ خورد :

اَلــــــــــــــــــــــــــــــــُــــــــ؟

+ جان کپک جان ! منم تام شلغوز . حالا میخوام بیام خواستگاریت نگو نه ! نگو نمییییییشه ...

_ خبر مرگت بیای ! من فعلا" میخوام با بروبکس برم night club  یه کم با بقیه خونگرم شم !

+ ها؟

_ نـــایت کلاب ! میفهمی داهاتی؟؟؟

+ آهاااااا!! خب حالا من کـــِی بیام خواستگاریت؟

_ بزا یه کم فک کنم . الان فقط 4 ساله دارم فک میکنمااااا ! چقد کم تحملی تو . اییییییییییییییییش.

+ باشه عزیزم . بزا برات نمک بریزم !

_ نمیخوام گمشو.

+ ok بای هانییییییییییی.

_ ( شَــترق ! صدای کوبیده شدن موبایل به دیوار ! )

 

این داااااستان ادامه دارد . . . 

روز اغاز هفته :)

کم کردن صدای پیچ زندگی یعنی ساکت بودن و بستن این پیچ یعنی اینکه همیشه ساکت باشی .

خیلی وقته صدای پیچو کم کردم ولی کم کم داره میبنده دیگه ! نمیـــزارم ببنده :)

چرا باید یه سری چیزای بی ارزش منو تبدیل به ادمی کنه که خنده رو ( نه لبخند ) از لباش دزدیدن ( آااااای دزززززززززد )

اخه یارو یه چراغ جادو پیدا میکنه و خلاصه غول میا بیرون میگه 3 تا ارزو کن . یارو میگه یه نوشابه خنک میخوام که هیچوقت تموم نشه. غول اماده میکنه و یارو یه ذره میخوره و میگه : اخی چه خنک بود یکی دیگه ام بده :))

شده ماجرای ما ادما :دی انگار یادمون رفته چی میخواستیم . نترسین منم یادم رفته !!

+ تبریک میگم به دوره ای رسیدیم که مردا توی ویدئوهای ایرانی برهنه ( از تن) میرقصن ! فک کنم یه 10 ساله دیگه اهمممممممممممم !( اره  )

 

یخ نوشت :

ای کاش در اغاز به پایان فکر نمیکردیم !

همه مردم دوست دارن مورد تحسین و تمجید واقع شوند. پس همیشه به دنبال راه هایی برای تحسین دیگران باش. (جکسون براون)

یادت باشه اونچه که صحیحه همیشه مورد علاقه همگان نیست و انچه مورد علاقه ی همگانه همیشه صحیح نیست. (جکسون براون)

حرفام زیاده راستش . ولی مغزم یاری نمیده بیارمش رو کیبورد ! خیلی وقت بود دلم میخواست بگم و نمیگفتم ولی الان میگم دیگه :

خســـــــــــــــــــــــــــــته ام  !  مث همه ی ادمای دیگه که خسته میشن .

از این رو به نمیدونم کدوم رو !!!

یخ نوشت

+ اب را گِل نکنیم. شاید این اب خودش گِلی باشه .

+ ای شیطان ! تو با وسوسه هات بهم یاد اوری کردی که هنوز هم از من متنفری ! میدونی؟ منم ازت متنفرم . «خیـــــلی».  خیــــــــــــــــــــــلی ازت متنفرم .

+ بیشتر تنفرها به کسایی نسبت داده میشن که یه زمان بودن باهاشون رو دوس داشتیم

آه که چه دل سنگی دارید دیوارها. میبینی و دم نمیزنی ! لا اقل فحشی بده .

+ من هنوز هم میفهمم که منو فریب میدی ولی:

انگار نمیخوام باور کنم که میفهمم

انگار نمیخوام باور کنم که میفهمم

انگار نمیخوام باور کنم که میــــفهمم

+ قسم به مرغ عشقایی که تو ۲ ماه از ۲ نفر شدن ۵ نفر ، زندگی هنوز وجود داره !

+ با شما هستم. بله لطف کنید برگردید به من نگاه کنید ! اها حالا بهتر شد. ببخشید شما؟؟!!!

بنده خود شما هستم!

عه؟ پس چرا پشتتو ( پشتمو ) به من کرده بودی؟

از خودت بپرس!

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

یک نوشته :

دارم میدو ام ، دارم میدو ام و اصلا" هم نفس کم نمیارم! پوره های برف یکی یکی به پوست گرم صورتم میخورن و حس سرما رو هم از صورتم دریغ نمیکنن.

هنوز ام دارم میدو ام ! برمیگردم پشتم دیواری از خاطره میبینم. ووووووووووای باید بازم بدو ام ! این دیوار هی داره شکل میگیره و میا جلو. میترسم ! به خدا میترسم. میترسم از اینده ای که : به خاطر این دیوار که هر لحظه میاد جلوتر و مجبورم میکنه باهاش برم جلو . . .

از اینده ای که مجججبورم با پشت سر گذاشتن روزها ، بهتره بگم پشت سر گذاشتن گذشته و خاطرات ، تشکیلش بدم.

کاش میشد دیوارو نگه داشت .

ادامه نوشته

I Won't .... :D

به نام خدا .

هیز بازیا تقریبا" از وقتی شروع شد که انسانا محدود شدن به دسته ی محدودی از لباسا !

متاسفانه باید بگم تا وقتی که خودت لباسی ندوزی، واست لباس میدوزن. اصلیت لباس برای پوشانیدن پوست و البته بدن از محیط اطرافه.

ازادی عملی که واسه پسرا هست بازم متاسفانه بیشتره ! که باعث انحراف بیشتر این افراد میشه.

خانومایی که لباسای موجود تو بازار رو بدون هیچ چشم داشتی تهیه میکنن و با توجه به شیکی و زیبایی تمام لباس خیلی هم از لباس خوششون میا،(همینطور هم اقایون :| ) هیچ تقصیری ندارن . هیچی جدا".

ولی متاسفانه طراحی لباسا بر اساسیه که اونی که با چشم داشت تهیه میکنه و اونی که بدون چشم داشت تهیه میکنه، فرق چندانی ندارن. میشه گفت فرقشون نصف همدیگه یا کمتره ! 

و حالا با این فرق کم، اقا پسرای گلی که قبلا" هم زمینه انحراف داشتن و با دیدن هر نوع لباسی ذهنشون به اونجاها کشیده میشه، به صورتی که وقتی تو خیابون راه میرن تمام ذکرشون تبدیل میشه به عجب... !! 

حتی تا اونجایی کشیده شده که خانومایی که حتی با نامزد یا شوهرشون ان، هم تحت تاثیر این واقعه ی افتضاح قرار میگیرن :|

خب تا اینجا فهمیدین؟

هر انسانی ، زیبایی حقشه و حتی واسه زیبا تر شدن خودش هم باید همت مضاعف خرج بده !

اصل موضوع اینجاس که این زیبایی واسه به جرات میتونم بگم بالای 70% درصد ایرانیا تبدیل شده به انحراف(از نظر طرز تفکر )

خب حالا منِ نوعی که با دیدن رفیق های خودم که اینکارارو میکنن یا خانومایی که تحت تیکه قرار میگیرن تا n روز اعصابم بهم میریزه باید چیکار کنـــــــــــــــم؟؟ اگه گفتی؟

خب راه حل ها زیاده که شرح میدم واستون :

بشینم کل روز و شب رو تو خونه و از جامعه به دور باشم

با چشم بند برم بیرون ( اونوخ گوشمو چی کنم؟؟)

خودمو کور کنم !!

کنار بیام با این مسائل ( همون همرنگ شدن ولی یه لحاظ دیگه اش )

اینارو بیخیال ! همه اینارو گفتم که فقط برسم به یه جای مهم !

درسته هممون محدودیم ! حتی تو انتخاب لباس.

ولی شرم و حیا که کامل از بین نرفته. هـــا؟ 

من بعد از کلی فک کردن میگم تنها راهش تو اینجا اینه که باهاش کنار بیای و این ضرب المثل تو ذهنتون باشه:

هر سخن جایی و هر نکته مقامی دارد

مفهومشُ خودتون درک کنین چون اگه بگم دعوا میشه !!

پــــــــــــــــــــــــ نوشت ــــــــــــــــی :

+ نیومدم اینارو بگم که مثلا" خودتونو خوشگیل نکنینا ! بد برداشت نکنین خواهشا"

اومدم درد جامعه رو بگم فقط.

+ هر کسی قدرت اختیار داره خوشبختانه. پس هر کاری دوس دارین بکنین :)

+ فقط یه کم بیشتر مراقب خودتون باشین ! ! ! ( هم پسرا هم دخترا )

+ این نوشته ها کلی نیست ! سربسته بوده و هرگونه برداشت بد مقصر خودتونین.

                                                                                                      امضا: حضرت یخول

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

یــــــــــــخ نوشت :


مشترک گرامی ! شما به عنوان بی تماس ترین فرد ماه شناخته شدید. و به عنوان هدیه ، شماره یک دوست برای شما فرستاده خواهد شد !!!(هیچکس تنها نیست)

....،دیروز،امروز،فردا،....

سَلـــَی !

برف خیلی قشنگی مثل تو فیلمای  داره میا ! ولی من بی توجه بهش خودمو تو اتاق زندانی کردم :| فقط یه بار نگاهش کردم. از صبح زندانی بودم ! ولی عجب زندانی :| این زندان طوریه که نمیفهمم چه طوری روز شب میشه و چطوری دوباره باید برم تو رختخواب !! انگار یه دقیقه پیش بود از خواب پاشدم . . .

ولش کن اصن هوووووووچی نمیگویَمتانیه !

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

فرزانه جان تولــــــدت مبارک ( میبینی؟ یه روز قبل تولد تو من باید اینگونه باشم . البته میدونم با خودت میگی تو که همیشه همینطوری ای !! )

از اون ایشاالله هایی هم که همه میگن تقدیم تو باد ! (بپا باد نبرتت )

 کلیک روش 

اگه گفتین توش چیه؟؟

خب معلومه توش هدیه اس!! بازم تولدت مبارک

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

یخ نوشت :

+ خدایا جَوونیم که داره میره. لااقل این دل بی صاحابو نزار باهاش بره  

+ میگه :من اگه جای اون بودم........                          

میگم :حالا که نیستی!!

+بیدار باش! بیدار باش و در دل سیاهی روز و شب اوج تنهایی خودت رو به وقت خوابیدگی دیگران ببین.

گفتم غم تو دارم !               گفتا چشت دراید !

زمین که با شوفاژ های توکارش ! سعی میکنه لاهالف برف رو از رو خودش کنار بزنه ، کاری نمیتونم بکنم :( وایمیسم و بخار شدن لاهافشو میبینم ! مثل اینکه دوس نداره روشو بپوشونن. دلش میخوا ازاد باشه .

خب اونم م3 ادما میخوا خودشو نشون بده، نمیخوا چیزی جلوشو بگیره. ولی خوش به حالش اون قدرتشو داره ! ولی انگاری من ندارم :(

نمیدونم این بغز لعنتی کجا قایم شده تا یه ذره احساساتی میشم پیداش میشه و میگه : های :|

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

خواهرم میگه من شبیه فلیپسم ! هم اخلاقی و هم رفتاری.

حالا فلیپس کیه؟ فلیپس یه شخصیت کارتونی توی کارتون ابری با احتمال بارش کوفته قلقلیه !

که دوبله ی قشنگ ، زیبایی این کارتونو بیشتر کرده است ( هزاران نقطه و تکتیر )

اره دیگه گفتم بگم که انگار قیافتا" و اخلاقا شبیه اینیم (از نظر خواهرم) ولی خودمم از نظر رفتار تایید میکنم که شبیه اوشون ام ! ( عاشق فلیپس ام البته )

این شما و این هم فلیپس

 

اگه این کارتون رو ندیدین حتما" ببینین ! اسم خارجکیش : cloudy with a chance of meat balls.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

یخ نوشت :

چنین متنی را میخوانیم :

لیز خوردن بهونه ایست تا دست هایی رو که دوست داری محکمتر فشار بدی, روز زمستونیت قشنگ!

و چنین با خود می اندیشم که : آههههه ! ما که دست پسری هم نداریم ! چه برسد دختر.

شاید اگه با یه جفت دستِ مصنوعی دوست شَویم ، کمتـــر غصه خوریم ، هـــــــــا؟

2  (من نگفتمش ، منبع نامشخص ) :

من از دنيا چه فهميدم نفهميدم چه فهميدم،همان اندازه فهميدم كه فهميدم نفهميدم

+ البته من از دنیا فهمیدم چی فهمیدما ! این بنده خدایی که اینو گفته نفهمیده چی فهمیده !!

پرسش و پاسخ !

بله به بازی دعوت شدیه ! یه راست میرم سر بازی چون بازی دووووس دارم !!

1. اگر کســـی که قــرار  ِ باهــاش ازدواج کنیـــد یـــهو یه مُشکــل ناجـــور براش پیـــش بیـــاد مثلا فلــج بشه، کــور شه، ســرطان بگیــره و .. بـــاز هـــم حاضریـــن پاش بمونیـــد یا ولش می کنیــن ؟

+ خُ این سوالایی که میکنین ، هرکی واسه اینکه ضایع نشه جلو بقیه مسلما" میگه نه !

ولی جدا" من ولش نمیکنم. به هیچ وجـــــــــــــــــــــــــــه.

2. اگــه شـــما یه مغازه دار باشیــد و یه آدم کور بیـــاد ازتـــون 5 هزار تومــن خرید کنه و به جای ِ 5 تومنـــی اشتباها"به شــما تراول ِ 50 هزار تومنـــی بده و خودش نفهمه اشتباهش رو بهــش می گین ؟ یا 50 هزار تومنـــی رو برمی دارین ؟

+ میگم ! من حتی راننده هایی که کم پول میگیرن ، پول اصلی مسیرو میدم بهشون

3. اگه یه روز بفهمیـــد فقط دو هفتـــه دیگه زنـــده اید چــی کار می کنید ؟

خب فقط ۲ هفته دیگه زندگی میکنم 

4. حاضرید کلیـــه تون رو به کســـی که به هیـــچ عنوان نمی شناسین ولــی در حال ِ مرگه اهدا کنیــد تا زنده بمونــه ؟؟(توجه داشته باشید که کلیه تونه ! خودکار نیستا !)

نه دیگه این یکیو شرمندتم ، نمیتونم بدن خودمو به خطر بندازم واسه کسی که ( نمیشناسم ) چون ادمایی زیادی هستن که اینطورین.

۵.اگه جنــگ بشه (صرف نظر از جنسیتتون و فقط به خاطر دفاع از کشورتـــون) حاضریــد بریــد جبــهه ؟

متاسفانه این رو هم  نه ! الکی که نیس ! تفنگ بازی میکنن به قصد کشت

۶.. اگر شـــما یک نخبـــه علمی باشیـــد و یک کشـــور خارجـــی به شـــما پیشنــهاد پناهنــدگی با مزایـــا و حقــوق ِ عالـــی بده تا اونجا زندگــی کنیــد و برای اونهــا کار کنید (همــون فرار مغزهای خودمون!) این کار رو می کنیــد ؟

صد در سگ !

 7. اگه در حین راننـــدگی با یک نفر تصـــادف کنید و کســی نبینـــه آیا فرد ِ مجــروح رو می رسونیــد بیمــارستان یا فلنــگ رو می بندیــن و الفــرار ؟

فرد مجروح را به بیمارستان برده و رَوش قمقمه ای را اجرا مینماییم .

توضیحات : روش قمقمه ای روشی است که در جبهه سربازانی که پایشان رو مین میرفته اجرا میکرده اند. به این صورت که :

ابتدا قمقمه را باز کرده ! مقداری از اب ان را روی خاک ریخته، خاک گل شده را بر سر خود میریزیم و به این صورت گل بر سرمان میشود

8. اگر جــلو روی شما یک پیـــرمرد زمین بخوره و شـــما هم خیلی عجلـــه داشته باشیــد آیا می ایستید به اون مرد کمـــک می کنیــد حتی اگر دیرتـــان شود یا بـــی تفاوت از کنارش رد می شیــد ؟

حتما" کمک میکنم

۹.آیـــا حاضریـــد به صــورت ِ داوطلبانـــه و کاملا" مجانـــی مدتــی برای یــک سازمان ِ خیــریــه فعالیت کنیـــد؟!

اگه مربوط به کاری باشه که بلدم و مدتش هم بیشتر از ۵،۴ ماه نباشه اره کار میکنم.

10. اگر در شرایطـــی باشیــد که قرار باشــه بیــن زنده موندن ِ خودتـــون و یکــی که خیلــی دوســش داریــن مثلا" پـــدر یـــا مادرتـــون یکی رو انتــخاب کنیـــد کدوم رو انتخــاب می کنیــد ؟؟!!

با کمال شرمندگی از این سوالا جواب نمیدم.

+ هرکی عخشش کشید بازی کنه. بازی خوبه!! (در اصل همتون دعوتین ،بی تعارف )

یخ نوشــــــت :

از دیروزها ، دارم دنبال خوشحالی میگردم، فک میکنم دارم هی جا میزارمش تو دیروز ! :(

 

 

چرخش ذهن

توهمات فانتزی واسه من زیاد پیش اومده که واسه این ذهنمه بیشتر ! میخوام چندتاشونو براتون بگم.

یه شب از پشت پرده ! شب به اون سیاهی رو ، روز دیدم ! یعنی من تو شب روز رو دیدم :|

اهنگ با صدای بالا گوش میدادم ( اهنگای دلخواه خودم ) تنها هم بودم. یه پلک زدم و اتاقم رو پر از ادمای کوتوله و بامزه دیدم ! و با یه پلک دیگه همشون پَر میشن !

حالا شاید خیلی بزرگش میکنم ولی تقریبا" همینایی رو که گفتم دیدم ! شاید کمتر بود، نمیدونم :|

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

زندگی رو دوس دارم ! با همه این مشکلاتی که هست و همه چیزایی که بلدم میخوام خوش بگذرونم.

اخه قبلنا زیاد دوسش نداشتم، قبلن همش طبق عقیده دیگران پیش میرفتم حالا هرچی خودم بگم رو انجام میدم. از اونایی که با 2 تا متن فلسفی خوندن و نوشتن، خودشون رو میگیرن زیاد دیدم ! یه مدت هم خودم اونطوری شدم هی پستامو پاک میکردم و ...دیگه سعی میکنم پاک نکنم. 

در واقع سنی که توش هستم و هستید! ( 14-20 ) ایجاب میکنه که گوشه گیر باشی ! خب؟

و این گوشه گیری دوری از اجتماع رو همراهش داره و حتی ممکنه این دوری بعد از 20 سالگی هم ادامه داشته باشه. ( همش نظر شخصی بود ! برداشت ازاد است :دی )

منظورم از دوری از اجتماع اینه که کاملا" همرنگ مردمی که میبینی نیستی... ( میتونی هم نباشی )

ولی حالا اینو بهتون بگم نگران نباشین ! بالاخره یه روز از این گوشه گیری در میایین. هرکی هستی و هرجا که زیست میکنی ( اِی نفس کش ! )

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

یخ نوشت :

بدبختی اینجاس که اون چیزی رو که تو خیلی دوس داری داشته باشی، یه نفر دیگه داره . (و بالعکس البته )

یه پیشنهاد خوب رو از هرکسی که باشه قبول کنین .

به اندازه ای که تلاش میکنی ارزو کن خب؟؟

اون روکشی هم که رو ذهنتونه و روش نوشته made in دَسه بچه نِیدیم!! رو بردارین ،از ذهنتون استفاده کنین.


+ اینایی که میگم رو نصیحت فرض نکنین ! من نه بابابزرگم، نه خانه سالمندانم ! نه یه صندوقچه اسرار ( نسخه جدید کلید اسرار ).  خب پس چی فرض کنین؟ اممممممم :

رااااااااااااااااااااااااااااااااستش یه خط نوشته فرضش کنین بهتره ! مثه همـــه ی نوشته های موجود....

+ ببخشید اگه پستام از نظرتون بیخوده ! ما اینیم... (صا ایران!! :دی)

(وای خدا مرگم بده چه پیشنهاد بی شرمانه ای )

بی حسی « سرایت دار »

یه حسی دارم ، بهش میگم بی حسی !

همه چی واسم ناراحت کننده و الکی شده ! به نظرم بچه بازی میا ...

بالاخره باید باشه یه جمله ای ، کلمه ای چیزی که حسم رو بیان کنه دیگه ! بزا یه لحظه تو مغزم سرچ کنم.

اهـــآ پیداش کردم.

یــــــخ نــوشت :

+ شنیدین میگن همه ی پلهای پشت سرت رو خراب نکن دیگه ؟! حالا اگه خراب هم کردی یه چیز هست به اسم بخشش ! و میشه 50 /50 ! که طرف مقابلت داره، یا نداره . . . 

فقط دارم بهتون میگم پلهارو که دارین خراب میکنین به فکر بعدشم باشین که پشیمونی بد میگیرتتون...


+ “خب، هر درسی که به‌ات می‌دهند ، سرجایش ؛ اما فقط یک گناه وجود دارد ، فقط یکی. آن هم دزدیست. هر گناه ِ دیگری صورت ِ دیگر دزدیست. وقتی مردی را بکشی ، زندگی را از او دزدیده‌ای. حق زنش را برای داشتن شوهر دزدیده‌ای. همینطور حق بچه‌هایش را برای داشتن پدر. وقتی دروغ بگویی، حق طرف را برای دانستن راست دزدیده‌ای.وقتی تقلب میکنی حق را از انصاف میدزدی. وقتی کسی را فریب بدهی ، حق انصاف و عدالت را دزدیده‌ای. می‌فهمی؟ چیزی زشت‌تر از دزدی‌ نیست”

                                                                                                       « کتاب بادبادک باز»

و چه راحت دزدی میکنیم . . . 


یخ نوشت 2 :

اون وقتی که دیگه همه چی واست مسخره بشه ( همه چی یعنی همه چی ) دیگه چه اهمیتی داره که دیگران راجع به تو چه فکری بکنن؟ چون اونم مسخرس. 

دوستی ، دوست واقعیه که : دستتو بگیره ولی قلبتو حس کنه .


یــخ نوشت 3 :

بزرگی به سن نیست - ازدواج به پول نیست - عشق شهوت نیست-شهوت فقط جنسی نیست ( شهوت زیاده طلبی در هر چیزی رو میگن ) - خدا فقط تو کتابا نیست -مشکلات فقط واسه دیگران نیست. مریضی فقط جسمی نیست( مریض روحی هم داریم ) -زندگی فقط درس نیست -محبت فقط دوست دارم نیست.

ذهن واسه استفاده در بعـــــضی وقتا نیست- موسیقی فقط قِـر دادن نیست .

دوستی با جنس مخالف تفریحی نیست ! - کله پا شدن الکی نیست - دروغ غیر ارادی نیست

زندان فقط واسه ادمای گناهکار نیست -فساد فقط تو بعضی چیزا نیست- غصه که فقط تو اشک نیست - شلوار تنگ واسه خوشگلی نیس. خالی شدن تو یه چیز نیست .

+ خیلی چیزا جاشون باهم عوض شده ! و بیشتر افراد دانسته یا ندانسته بهش توجه نمیکنن.

یه گوشه ی خیلی خیلی کوچیک از ذهنم رو تونستم بگم .

تا اونجا که میتونین چشتونو بیشتر به این دنیا باز کنین. قول میدم ضرر نکنین . :|

به همدیگه احترام بزارین ! :)

+ راستی من انقد غمگین نیستــــما ! اتفاقا" شوخ طبع ام. در اصل نسبت به زمان(موقعیت) تغییر جهت میدم!

ببخشید این پست کمی طولانی گشتیه .

یه دروغ ! تپلویم تپلو !!!

ضمن عرض خسته نباشید و معذرت از دوستان !

اون پسته بود که الان پاک شده ! منظورم از تنهام بزارین شما ها نبوده و هرگونه سوء تفاهم پیگرد قانونی خواهد داشت.

اقا این بحث بالا کشیدن دماغ !( بینی ) من یه چیز بگم که خیلی وقته میخوام بگم.

عزیزه من اگه اون بالا جا داشت هی نمیومد پایین ! حالا هی شما بزور بدش بالا :| هم گند میزنی به اعصاب دیگران هم خودتو پیش بقیه کم ارزش میکنی. (هرچند که میدونم این چیزا مهم نیست واست )

حالا مثلا" یه موقع هایی از سردی هوا یهو اینطوری میشه ! ولی تو که از قبل اینطوری ای که نباید این حرکت ناپسند الهی رو انجام بدی رفیق.

اِهیـــــــــــن ! بریم یخ نوشت :

ســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــکوت و گذشت زمان بهترین مُسَکن درد شناخته شد. « از طرف بنده »

پس نتیجه میشود که .....


پـــــی نوشت :

گوش جان فرا دهید به قطعاتی چند از اهنگ وبلاگمان!!! «بریده شده اس و چن روزی مهمان اینجاس»

  ( برای دلجویی از عزیزانی که سوء تفاهم شده بود براشون )

+ اینارو من نگفتم ولی بخونین :

شنیدم خورده ای سرما جدیداً / و حتی می کنی سرفه شدیداً
اگر حالت مساعد گشته امروز / دعایت کرده ام بی شک عمیقاً

+ چو هرگز نیابی نشانی ز شوی / ز گهواره تا گور دانش بجوی ستاد تشویق دختران به خواندن درس.

+ هیچ وقت تو دنیا آرزو نکن جای کس دیگه ای باشی چون اگه آرزوت برآورده بشه . . . کم کم نسل الاغهای اصیل منقرض می شه.

+ فقط خواستم یه ذره از مود ناراحتی وبلاگ در بیا .... ( ناراحت نشین یه وخ از حرفاماااا )


be خیال !!!

حوصله داری؟؟؟

نه اصلا"

خب پس لااقل به خودت بگو چی دوس داری انجام بدی؟؟

دوس دارم زود تموم شه...

چی؟

مجبور بودن !

مگه مجبوری؟

از اول عمرم مجبور بودم.

چه میشه کرد راه بیا دیگه !

خیلی وقته راه میام دیگه نا ندارم...

پس وایسا استراحت کن !

دارم همین کارو میکنم.

ولی خودت ضربشو بعدا" میخوری !

نمیدونم:| واااااااااااااااااقعا" نمیدونم ...

باشه « بیخیال»

هه « بیخیال »  ! عــــــــــــــــــجب کلمه /جمله ی اشنایی. ( خُــــشَم نمیــــا )   :(


پ . ن :

نترسین سیگاری نشدم !!!

+ دلم هوای تابستون کرده ! ازاد و « بیخیال» با تمام وجود.... :|

+ تازه دلم هوای تنهایی مطلق کرده . میخواستم هیچ ادمی دورو برم نباشه تا راحت کارامو بکنم.

خیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلی ناراحتم ! خیـــــــــــلی :(


هِی هِی ! open your eyes :|

بیگی کنار یخی نشی من اومدم !!

هیشی نداریه بگم ! یه چند تا به اطلاعاتتون اضاف کنم رفع رحمت کنم.

وقتي يك نوزاد در حال گريه است با صداي ش..ش.. شما ارام خواهد شد و اين به  دليل صداي ابي است كه اطراف نوزاد را در دل مادر گرفته بوده.در ضمن اين يكي از دلايلي است كه چرا صداي ساحل دريا به انسان ارامش ميدهد

 در زمان حکومت طالبان در افغانستان، پوشیدن جوراب سفید برای زنان به علت تحریک آمیز بودن آن برای مردان ممنوع بود. در ضمن ماموران پلیس دستور داشتند پنجره خانه ها را با رنگ سیاه بپوشانند تا زنان حاضر در خانه ها دیده نشوند

در بخش اروکای ایالت نوادا، بوسیدن زنان توسط مردان سبیلو ممنوع است

تقلب کردن در مدارس بنگلادش غیر قانونی است و افراد بالای 15 برای تقلب به زندان فرستاده می شوند.

خوكها به لحاظ فيزيك بدني ، قادر به ديدن آسمان نيستند  :)) «بیچاره ها باید بگیریشون بغل بگی : ببین اسمونو! بدبخت اسمون ندیده !!»

خب دیگه اینارم خودم اوردم که یه چی یاد بگیرین ! وگرنه پره سایتها و وبلاگایی که از این چیزا مینویسن :)

یخ نوشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت :

نبوغ در سادگی نهفته است. ( مونزارت )

هر واقعه ای در اغاز به صورت رویاست  ( کارل سندبرگ )

تولد و مرگ اجتناب ناپذیرند ، فاصله ی این دو را زندگی کنیم ( سانتابان )

فِلَن .....

 

هیشششششششششششش...... :((

میریزم تو دلم ! اخه هنوز جا داره.... ( ولی کم مونده دیگه بترکه ) « چشمک »

1 ساعت تمام صفحه پست جلوم بود و اخر این رو نوشتم :)

اگه چن وقت نبودم ناراحت نشین.

تا بعد......

بغزی که میا و گریه ای که نمیا...

باز از اون پستاس که همش مینویسم و پاک میکنم. فقط خدا میدونه در نهایت این پایین چی مینویسم.

از ساعت 9 بیدار میشم ! تا 12 تو رختخواب با چشم بسته با خودم حرف میزنم ! به هیچ نتیجه ای نمیرسم ... و باز هم شیطان بر من چیره میشه !!!

صدای اهنگ میپیچه تو گوشم ...( البته واسه همه میپیچه )

It's you, only you can be everything to me
Only you.
How I'd try to deny or hide?
Put away my pride, only you

repeat this phrase.repeaaaaaaaaaaaat this phrase.....................................................

رابطه های موجود بین اتفاقایی که دورو برم میفته رو درک میکنم و این رابطه ها برام عجیبه ! گاهی هم خیلـــــــــــــــــی عجیب:|

کوچکترین حادثه ها حتی وزش باد میتونست و میتونه و خواهد تونست مسیر زندگی منو یا هر کدوم از شماهارو عوض کنه .

هیییییی روزگار خیلی دارم چرت مینویسم ! 

راستی میگن دلم گرفته ،این دل کجاس؟ دل که فقط برای غذا و ...است.

کلا" این احساسای ما کجا ذخیره شده یه ملاقاتی باهاشون داشته باشم ...( تو مغزِ فک کنم، اره؟؟)

پی نوشـــــــت :

میخواستم بالایی هارو پاک کنم چون پست اصلیم این پایینه ! ولی پاک نمیکنم

یخ نوشـــــت :

بعضی حرفا هیچوقت گفته نمیشه .

بعضی پستا هیچوقت ثبت نمیشه.

بعضی ادما هیچوقت نمیفهمن .

 بعضی ادما هیچوقت درک نمیشن.

بعضی..........هیچوقت.............. !   !   !


بعدا" نوشت : ( اینو احتمالا" یه جا خوندم )

شمار روزها هم که یادت رفته باشه ، جمعه رو از دلگیریش میشه شناخت

10 تا از دل یخ....

پُست 1 :

بودم تا وقتی که بودی

هستم تا وقتی هم که نیستی .

پست 2 :

پسرا شیرن مثل شمشیرن ! دست نزنی به پاکتش سوراخ میشن میریزن .... ( با عرض تسلیت )

پست 3 :

معشوق همه ناز است و عاشق همه نیاز.

پست 4 :

گونه هام شده سرسره ای دوست داشتنی واسه اشکام !

پست 5 :

تاب تاب عَ بااااااااااسی !......

عباسی؟؟؟ کوشی پس؟؟؟؟......

پست 6 :

اونقدر وایسا اینجا تا زیر پات علف ( معشوقت ) سبز شه، علـــــــــف!!!

پست 7 :

اُه مای گادنس ! دیشب من و تو رو دیدی؟؟

نه فقط خودمو دیدم تورو پیدا نکردم....

پست 8 : 

داشتم میرفتم ! داشتم قدم میزدم در منتهای تنهایی و افکار پیچیده  که ناااااااااگهان گربه ای گفت : میَووووووووووو !!!  :))

پست 9 :

اهای الاغی که فکر میکنی حیوونا زبون ادم حالیشون نمیشه و نفهمن !!،پس تو خودت چطوری زبون منو حالیت میشه؟؟

( با عرض پوزش فراوان البته)


پست ۱۰ :

ازت خوشم میا ! بدم میا ! بدم میا؟ نه خوشم میا ! شاید بدم بیا!! اصن خوشم میاهاااااا! نه بدم میا نه خُــ.........

یخمک نوشت خودمون : 

مخاطبیـن ویــجـــــــــــــــه :

دلیل ناراحتی یا خوشحالیم شما نیستید ! ( نقطه)

اینارم واسه خودم نوشتم فردا نگی بچه عاشق یا دیوونه شد رفت !!( کجا رفت؟

+ مرسی که بهم سرو دست و پا و ... میزنین .

نخطه « . »  0_0

این پست با اینکه کلی حرف داره ولی تو لاک خودشه و هیچی نمیگه ! :( « شاید به شما بگه »


پـــــــــــــ ـــــ ـــ ـــی نــ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ وشت :

راستش فک میکنم تو همین یه صفحه 10 تا پست دادم و همرو پاک کردم . 

+ دیدی فردا هم اومد؟ بازم میا ! :)


چرت نوشت ! ( خودم خوشم نیومد شمارو نمیدونم )

بنده (کارشناس محترم موسیقی ) میخوام بحث کنم روی اهنگ جوگیر از Tm bax

خب اقا شروع میکنم :( قرچ قرچ گردن و عضوهای دِگر )

+ خواهش میکنم از هرگونه قِـــــر دادن در این وبلاگ خود داری کنین

+ بگمااااا : من نه قصد توهین و بی احترامی داشتم نه مسخره کردن ! فقط واسه خنده اس  از هرکسی هم که ناراحت میشه معذرت میخوام . جدی نگیرین دیگه شوخیه !

والا فردا میان با پلیس در خونمون تو محله میبرنمون ابروم میره 

( سبز ها نوشته های منه ، ابیا متن اهنگ جوگیر هستش.)

عشق و عاشقی مد شده آهنگ های رضا صادقی مد شده
قول دادن تو دودلی مد شده شعرای سهراب سپهری مد شده

( خب ایجا من یه چند تا بیت دیگه اضافه میکنم که طبع شاعریم نخوابه : )

سینما رفتن،،، جفتی مد شده ، کشیدن سیگاری مد شده

دخی بازی با رفقا مد شده ، قلیونی تو سرما هم مد شده ...

سرکار گذاشتن پسرا مد شده ، ادم، سر به هوا مد شده

مد شدن ، مد شده !! غیره هم دیگه واسمون مد شده .


خانوم بیا مثل همه عاشقا ما هم بریم شهر بازی
ببرم واست یه عروسک آی لاو یو با تفنگ بادی

قصد شاعر از این دو بیت اولا" به کار بردن لفظ خانوم برای گورخر و گاو و اینا کردن ( دور از جون ) است.

بعدش میخوان برن شهربازی که به ما مربوط نمیشه

یه دونه از این عروسکا هم میخوا بخره واسش که دیگه حالی به حولی


حرف عروسی که میشه جا میزنم و صحنه سازی
میگم بهت هنوز بچم و در میارم اسباب بازی

اینجا  دختره سیریش اِودزاج میشه و همون که عروسک خریده بود ، بودش،(بگو خب ) حالا کاملا" اشاره میکنه که من خیلی بچه ام ! بچگی کردم ولم کن تورو خدا و حضرت عباس و این حرفا ....


رفقام همه عاشقن پس منم حتمآ عاشقم

میخواسته بگه من از رفیقام هیچی کم ندارم


روز تولدت همراه تو من سوار قایقم

یکی از خواب هاشون رو بیان میکنن به شیوه سلیس/سلیث/سلیص/صلیث/صلیس/صلیص/ثلیس/ثلیص/ثلیث( آی نفسم )


به خودم شک دارم که این عشق و عاشقی رو لایقم
بهت میگم دوستت دارم ولی فکر نکنم عاشقتم

بله این بازیکن اینجا شــــــــــــک میکنه ( چه مییییییییکنه )


دوست دارم هی هی هی هی خانومی دوستت دارم هی هی هی هی
یکمی دوستت دارم هی هی هی هی فکر کنم دوستت دارم هی هی هی هی

اول میگه دوست دارم هی هی هی ! بعد یکم فکر میکنه میگه هُی هُی اشتب شد،  یکمی دوست دارم هی هِی هِی


مثل اون فیلم تایتانیک بیا بریم دنیای رمانتیک

میخواسته بگه ما هم dvd خانگی داریم با صدای استری هُ


بالا کوه ها میریم با هم پیک نیک بشماریم ستاره شب تاریک

این یکیو دیگه راست میگه ! ولی تو روز ستاره کجاست من نیدونم والا !!


تا صبح میزنم واست موزیک بعدش میریم جای شیک و پیک

شیک و پیک در لفظ جاهای چیلتر شده به وسیله ی دین به کار رفته متاسفانه ( مرگ بر امریکا نه تاید داره نه ریکا )


هی راستی میدونستی که من از اونام که می دونن کی میشه روز ولنتاین دی

این یه دفعه میگه ( هــی ) بعد یارو که حواسش جمع میشه یه خالی دیگه میبنده !

منظورشم از اینکه میدونه کی روز ولنتاینه اینه که از من انتظار نداشته باش اونروز یادم بیا که روز ولنتاینه !!!


همه چی به جز حلقه چون که شانس بیاری، شدم جوگیر

همه چی یعنی هیچی ! به جز حلقه یعنی فقط حلقه ( کاربرد ادبیات رو مشاهده میکنید )


یه کم زیری رفتم تو شعرای شکسپیر
میدونی این روزا این چیزا مد شده پس حرفامو زیادی جدی نگیر

اینجا صدای قوطی در میاره و ادای شکسپیر رو !

میگه مده دیگه تو هم جدی نگیر (plz )


اگه میگم دیوونتم اگه میگم عاشقتم حرفامو باور نکن من فقط جوگیر شدم
اگه میگم دوستت دارم اگه میگم عاشقتم واسه اینه که رو مدم من فقط جوگیر شدم
هی هی هی هی هی هی هی هی

اهاااااا اینجا میگه هرچی گفته بودم کشک ! حالا برو بچتو بزرگ کن جونت هم در


باز تبم رفته بالا رو شصت و پنج درجه احساس می کنم که دست و پام فلجه

به تب خود در بچگی که در دمای 65 (رو گاز بوده احتمالا")  به  تشنج و از تشنج به فلج شدنش انجامیده اشاره جزئی میکنه ( اخیییییی )


خانم بزن بریم درکه آخه اونجا هوا خنکه اِ اینجا کجاست تجریش؟ -نه گول خوردی ونکه

قایم باشک بازی میکنن حیوونکیا ( اخییییی اخییییییییییییییییییییی )


وای دوباره اومده ونک واسه ی خرید حتمآ نمی دونه سر کار گذاشتم پس من

کلشو در حالی که میکوبه به داشبورد اینارو میگه ( قابل ذکر بود )


خانم بپا جیبام خالی و کفش لیزه باز چشاش گرفته شلوار دیزل

میگه خانمه که واست عروسک i love u خریدم ! بپا دیگه پول ندارم با اون عروسکی که خریدی. ( حالا یه عروسکی خریده ها )


فکر کرده عاشقش شدم بیچاره نمی دونه دل من جوگیر شده دوباره

اگه جرات داشت اینارو جلو خودش میگفت تا دیگه شعر ادامه پیدا نکنه !


دوست دارم هی هی هی هی خانومی دوستت دارم هی هی هی هی
یکمی دوستت دارم هی هی هی هی فکر کنم دوستت دارم هی هی هی هی

باز این جوگیر شد اومد !! ( همون متنای قبلی )


می خوام بریزم به پات الماس در و برت خانوم همش بلواست
میگن سرت تو محل دعواست شما ماهی بشو منم غواس

الماس میریزی پدر سوخته؟ دور و برت هم بلواست پدر پدر پدر سوخته؟

میگه من کلاس شنا هم رفتم ( فیس به خواننده های محرتم و بنده ی نگارنده )


می خوام بگذره فقط بین ما خوش دیدی خوش و بشی کردی تو ترش
میام دنبالت با ماشینه پرش اخم نکن چشات شاهین و کشت

دختره اخم میکنه از بس این غر میزنه ! میگه اخم نکن ما همینطوریشم رو به موت ایم.


می خرم عطر هوگوباس ولم نکنی بری تو حقه باز مارو یه موقع نکنی نقره داغ

پیف پیف اینجا به بد بو بودن دختره به طور غیر مستقیم اشاره میکنه . بعد میگه وقتی خریدم تازه ولم نکن !!


انگار اصلآ نیستی شما توی باغ بابا جدی نگیر گلم الکی بود
دوست دارم واسه وقت تلفی بود دست خودم نبود شدم جوگیر شما تند نرو خانوم تسلیم

اوه اوه اینجا قضیه جنایی میشه و میکشه به باغ ! به من هیچ ربطی نداره :|

تسلیم رو دیگه اعلام میکنه و ناک اوت میشه همینجا( صدای دست و جیغ و هورا )


اگه میگم دیوونتم اگه میگم عاشقتم حرفامو باور نکن من فقط جوگیر شدم
اگه میگم دوستت دارم اگه میگم عاشقتم واسه اینه که رو مدم من فقط جوگیر شدم

جوگیر شده بنده خدا

دوست دارم هی هی هی هی خانومی دوستت دارم هی هی هی هی
یکمی دوستت دارم هی هی هی هی فکر کنم دوستت دارم هی هی هی هی

 باز این اووووووومد

 

به خدا همش شوخی بود  نزنین منو .

من ،شما اینجا و هرجا !

+ خیلی ذهن و دل پری دارم ! هرچی میگم به بزرگی خودتون کوچیک بشمرینش.

نگا کن ! شما وقتی هی انگشتت رو بزنی به یه نفر مثلا" به عنوان شوخی ...

1 بار 2 بار تا مثلا" برسه 20 بار !! یهو میبینی یارو برگشت یه  سیلی کوبید تو دهنت.

تو تعجب میکنی میگی من که فقط انگشت زدم بهت تو چرا سیلی میزنی؟

و در جواب من باید بهتون بگم که هرکسی یه صبری داره وقتی یه چیز خورده خورده جمع شه ، میشه یه ناراحتی بزرگ که جواب بزرگی هم داره...

حالا من ! ناراحتیارو جمع کردم جمع کردم هی هیچی نگفتم ! یهو دیدی دیگه صبرم تموم شد و یه رفتار ناشایستی درباره ی این زندگی مسخره انجام دادم نگی چرا ! یه چیزایی هی دارن  اعصابمو خورد میکنن و ناراحتم میکنن و من هی صبر نشون میدم و با لبخند پاسخ میدم یا از کنارش به سادگی میگذرم. میترسم از اون موقعی که این صبرم لبریز شه و منفجرینگا !

خوشبختانه صبرم زیاد شده نسبت به قبل ولی هرکی یه صبری داره نه؟؟

به هر حال! زندگی در گذره و ماهم با خودش میبره.... هیچ اتفاق خاصی فک نکنم بیفته.

خدایا یادم باشه که به یادت بیارم که یادم بدی زود از یاد نبرمت !!

پی نوشت :  با عرض پوزش که زیاد پستام به دلتون نمیچسبه ! چسبش  خوب نیس چه کنیم ....

قصد دومینو !

گیج بودن وقتی اغاز شد، نه فقط مغزتو بلکه از سر تا نوک پات رو میگره.

(چون مغزِ که به همشون فرمان میده )

+ پس حکم ران اصلی جهان اگه تصمیمی بگیره راجع بمون چی میشه !

پی نـــــــــــــــــــــوشت :

فک کنم از اثرات کتاب دین و زندگی باشه !

بعضیا کارشون به جایی میکشه که میخوان با مژه هاشون خاک پای طرف رو جارو کنن ! ( برای کسب نفع دیگه )

نوشته بودم ! چیزای زیادی نوشته بودم ولی این انگشتم که تیک داره رفت رو Back space  همه رو پاکید.

+ زیادی ادبی حرف میزنم ! حالم داره از شیوه حرف زدنم بهم میخوره . یکی یه ظرف برسونه به من زوووووووووووووووود.

+راستی شَــمَـنَ نظرارو جواب نِــیدم

+ یادش بخیر قبلنا همه فک میکردن من دخترم

خُ دیگه شاعر میفرماید :

تو میای هرچی غمه میره از تنم !                                  اخرش تو در میاری پدرم ( پدر سوخته )

اضافه نوشت :

عید کریسمس مبارک