یک پسر در اینور ماجرا داریم و یک دختر در آنور. پای سرنوشت این دوتا رو به طرف هم شوت میکنه و حالا بریم ببینیم چی میشه.
با دوربین خود این دو را دنبال کرده و به گوشه ی دنجی از یک کافی شاپ میرسیم.
پسر : آهــــ سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز !
دختر : چشاش گرد شده و داره نگاه میکنه
پسر : ببین زندگی 2 قطب داره ، یکیش که الان یادم نمیا اون یکی هم که از اول نمیدونستم !
دختر : باز هم نگاه میکنه .
پسر : ببین عزیزکم ، من در منتهی علیه چشمان تو چنان برق ابی ای دیدم که اینگونه نموده مرا سیخ ( موهاشو عرض میکنه )
دختر بالاخره حرف میزنه و اونم یه کلمه : میسی
پسر : خب بالاخره تو اولین عشق منی و مطمئن باش من خوشبختت میکنم . دستتو بده به دستم که عاشق تو هستم به جز تو نازنین ام دل به کسی نبستم و اینا ! (کاملا" معلمومه که پسر احساساتی به توان 2 تشریف دارن ! )
در اینجا دستاشونو بهم میدن تا با هم عهد ببندن که یکی برای همه، همه برای 3 تا ! یعنی همیشه باهم باشن ( اونم 3تایی )
به علت حالت تهوع دوستان از این صحنه فعلا" اینارو تنها میزاریم. یه ماه بعد دوباره دنبال این پسر میاییم ببینیم به کجا رسیدن.
اوه چه جالب بازم توی کافی شاپه ولی یه لحظه صبر کنین انگار این یه دختر دیگه اس . ببینیم چی میگن :
پسر : خب بالاخره تو اولین عشق منی و مطمئن باش من خوشبختت میکنم . دستتو بده به دستم که عاشق تو هستم به جز تو نازنین ام دل به کسی نبستم و اینا ! (خب چی کنه بدبخت دیالوگ دیگه ای بلد نیس )
دختر :تو گوه نوش جان کردی ! اره ارواح سگ همسایتون ، با رفیقمم همین کارارو کردی که الان گوشه قبرستونه دیگه . اییییککبیری. دیرینگ دورَنگ (صدای تلفنِ مثلا" ) بزا جواب این bf ام رو بدم ببینم چی میگی تو مرده شور برده .
+اَلـوووووووو. سلام هانی هاو اری یوت چطوره؟ خوج میگذره به مرحمت گاد؟اها، باشه جیگر عصری هرجججا تو بگی میام. خودتو بلیس بای !
پسر به گوشه ی دیوار تکیه داده و با دو دست خود صورت با ته ریشش رو پوشونده . چکه اشکی از چشم سمت چپش با زاویه ی 45 درجه به زمین میخوره و او به افسردگی خودش پی میبره.
مثل اینکه سوژه ی این دختره باحال تره ! این پسر رو با ایییییین شکست عشقی کلفت !همینجا تنها میزاریم. و میریم دنبال دختره.
در حال تعقیب دختر هستیم، داخل یه خونه شد . صبر میکنیم تا برگرده .(دیری دیریینگ! جنایی شد..)
اوه بالاخره اومد ولی انگار حالش ( یا پذیراییش ) خوب نیست. چشاش از سیاهی ریمله چیه ؟ اره همون مثل دلقکا شده . فک میکنم گریه کرده .(اخییییی)
قیییییییییییییییییییژ ، صدای جیغ دختر و صدای جیغ ترمز در هم می امیزد و بووووووووووممم. دختر به علت دارا ( و سارا ) نبودن حال طبیعی تصادف میکنه و دار فانی رو گودبای میکنه و میره !
خدااااافظظظظظظظظظ خدااااافظظظظظظظظ.
خب از این داستانهای شیرین موش و گربه میخواییم یه نتیجه اخلاقی بگیریم . خودتونو واسه نتیجه گیری اماده کنین...
نتیجه اخلاقی اینه که....
هر هر هر هر .... نتیجه ای نداره همتون ضایع شدین رف ...( بابا نتیجه از کجام در بیارم واسه این چرت و پرتا ! )
شعر مربوطه :
قوری به قلم، قلم ز قوری تو عشق منی گوگولی مگولی !
بَلا ای بلا دختر مردم بلا ای بلا بوی گل گندم
یخ نوشت :
بدترین و خطرناک ترینِ کلمات این است : «همه این جورند» (تولستوی )
میگیم : اعصابم خورد شد . من خیلی گشتم ولی اخر نفهمیدم اعصاب دقیقا" کجاس که میزنن خوردش میکنن؟
به پشه رو بدی برای فرود باند هواپیما میخواد ! به ادما رو بدی چی میشه دیگه؟؟!!
شانه به سرم سرم به شانه ای وای که شانه بود بهانه !
ای کاش میشد انگشت در ناف خود کنیم و Restart شیم. (همون جُکَس در اصل )
پی نوشت:
کسی اهنگ وبلاگ رو گوش کرد ایا؟
من هر غلطی میخوام بکنم یکی از قبل انجام داده . اَه خُ من چی کنمممممم؟ :(( « نوموووووخوام »
عزیزان خودکشی و فیس بوک و شکست عشقی و این جور چیزا جواد شده . برین دنبال کارای دیگه .
چه کاری؟ مثلا" مثل من ابتدا لبان خود را غنچه کرده و حالاااااا سوت بزنید ! ( به به ) 
+در عکس زیر ۲ چیز خواهید دید ! دختری که همانند فلجان مغزی (دور از جون البته ) کیف بر دست گرفته ( واسه شوخی گفتم) و وضع اشششششغال جامعه ها که از طرف پسر به نمایش داده شده !
