میم مثل مزخرف ! مزخرف و مزخرف تر

تا اسم عید میا انگار میخوا زلزله ی 201 ریشتری بیا ( اون یه ریشتر واسه اطمینان بیشتره ) ملت روحیشون چنان عوض میشه که یه ادم دیگه ای میشن اصن.مثلا" میرن فقط صف میکشن جلو یه مغازه مزخرف ! حالا بماند که اون مغازه بعد از اینکه فهمید مشتری زیاد داره جنساشو روز به روز خراب تر و مزخرف تر کردا ولی باز ملت چون قبلا" اجیلش خوب بوده میرن سمتش ! با الانش دیگه کاری ندارنا !! خدایا این ادمای بامزه رو از این ملت نگیر.

مدل فیلمهای ایرانی :

پیر زنه تو پارک به بغل دستیش که اقا باشه !

چن سالته؟ (جیگر)

56  سال !

عه پس چشات کو؟

+ با پاکناز پاکش کردم !

تو چن سالته ( شیطون ) «همراه با یه چشمک»

+ 55 سال و 364 روز !

_عه پس موهات کو ؟

+ از شامپو .... استفاده کردم موهام ریخت ! ( در اینجا دماغه یارو میره تو چش سمت چپ روبرویی ! )

- به به چقد موهای نداشتتون بهتون میا .

+ وایییییییی چشای در هم امیخته ی کور شما هم زیباییتون رو 2 چندان کرده .

و در این هنگام یه تریلی از وسط پارک رد میشه میزنه این 2 تا گل نو شکفته ی پژمرده رو نصف میکنه قصه ی عاشقانه ی مزخرف ما هم تموم میشه.

پس هروقت بزرگ شدین یادتون باشه به همین مزخرفی میشه زوجه اختیار کرد.فقط مواظب تریلی ها باشین!(البته اینا همش تو فیلماس )

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

خودم میدونم دارم مزخرف میبافم ! لازم به ذکر نیست. قرض از مزاحمت گذاشتن 2 تا عکسِ شاید مزخرف بود.

یکی تشریح فیلم های هندی مزخرف! یکیش بانوان اسمایلی !

اولی        دومی


پی نوشت :

چون فعلا" موضوعی ندارم بنویسم انقد نوشته ها مزخرف شده ! حوصله ی هیچیو ندارم.

یه چیز دیگه : خسته شدم از ......:| دلم میخوا یه بارم که شده با دیگران مثل خودشون برخورد کنم ببینم خوششون میا؟؟

اگه گفتین چند بار از کلمه ی مزخرف استفاده کردم ؟

یخ نوشت :

تاثیر نپذیرفتن در اخلاق و رفتار، از موضوعاتی که در اطرافت میگذره محشره !

همه خوب حرف میزنن ولی حرف خوب رو فک نکنم !



امممممممم.... فک کردی فقط خودت بلدی؟

تو این دوره که از غم نوشتن کار بسیار بسیار ساده ای یه ، برعکس از شادی نوشتن خیلی سخته . میگی نه؟ یه چند نمونه براتون میگم :

غصه های  اصلی دخترا :

 13 ساله : اه اخه من لباس چی بپوشم؟

14 ساله : مامانم همش به رفیقام گیر میده اعصابمو خورد کرده. بزا برم بمیرم اصناااا

15 ساله : ای بابا اینم شد زندگی؟ نه میزارن رژ لبی بزنی نه میزارن بی اف ای بگیری . اه اه...

16 ساله : واااااااای خدا این مدرسه چقد گیر میده ! هی میگه ارایش نکن، موهاتو نزار بیرون، اینو نکن اونو بکن.

17 ساله : دوس پسرم بهم خیانت کرده !(یا حتی هم جنساش) من میخوام برم خودکشی . یکی جلو منو بگیره لطفا"

18 ساله : واقعا" از این زندگی خسته ام. به پوچی رسیدم ! ما واسه چی زندگی میکنیم؟ ها؟؟؟

غصه های اصلی پسرا :

13 ساله : واااااااااای پسر فوتبال دیروزو باختیم اعصابم خورد شداااا

14 ساله : اَکــِهیل دیروز باید تو دعوا حال این فرشادو میگرفتما . نشد دیگه ! نشد.

15 ساله : بدبختیو ببینا ! مامان بابام بچه های مردمو نمیبینن. حالا طرف سیگار نرفته میگن بو سیگار میدی.

16 ساله : بزا ببینم من در اینده میخوام چیکارا کنم! اخ که زندگی چقد چیز بیخودیه.

17 ساله : نه نشد ! این دوست دختره زیاد حال نمیده. (یا حتی همجنساش ) و یا دختره به اوشون خیانت میکنن. اصن زندگی حال نمیده هااااا.

18 ساله : تو این سن عشق جاهل بازیو دوست دختر بازیو چی بگم اخه ! شایدم اون ته مها یه پوچی ای ام دیدن !

( چون خودم تا این سن رشد داشتم به خودم اجازه ندادم واسه بالاترا بگم.« فک کنم اینا تکرار بشه تو سنهای بالاتر»

 و البته اینا واسه همه یکسان نیس. همونطورم که دیدید اینا غصه های اصلی بود و غصه های فرعی بس زیاد است ! بــــــس ! )

پس نتیجه حاصل شد که از غصه نوشتن و روزمرگی نوشتن کاری نداره ! واسه همینه که وبلاگ بعضیاتونو نمیخونم. چون به چشم و دست و پا و هرجا که بگی اینارو دیدم !خیلی تکراریه، بسمه دیگه .(با عرض 100 شرمندگی البته)

من اینجوریم ! حقیقتو میگم. هرکی میتونه کنار بیا باهاش، دمش گرم. هرکی ام نمیا خب مسلما" کلی  ناراحت میشه که همینجا معذرت میخوام ازش.

هرکس اومد قدمش رو جفت 6 تا چشای من. هرکی ام نیومد ، خو اصن نمیخوا بیا ! چیکارش دارین؟ هـــــــــــا؟؟

---------------------------------------------------------------------------------------------------------

یخ نوشت :

شکسته ام. چون گــِلی که از ان شکل گرفته ام بی شک بدون اب روزی خشک می شود و میشکند...

کلاغه میگه : غار غار ! اهای اهای خبر دار. سوسک و سگ و مارمولک، گاو و الاغ و اردک ! همه میگن کثااااااافت ! دام جدید مبارک :|

دست و پنجه نرم میکنیم با این دنیا، تا موقع غذا درست کردن به قولی ، دستمون درد نکنه  !

 

پی نوشت :

در شُرُف ترک کامل یاهو مسنجر هستم ! باشد که تنها تر شوم :)

+ اهنگ وبلاگ بازم تغییر کرد.

ربنا :)  :(

از همون بچگی دعای ربنا که سر سفره ی ماه رمضون با صدای استاد شجریان خونده میشد رو دوس داشتم ! حتی به قدری خوندمش که لحن خوندنم دقیقا" مثل خودشه و خودم لذت میبرم از خوندن و حتی فکر کردن بهش .

حالا از اینا بگذریم ، خواستم اول خودم بشینم راجع به یه سری مسایل توضیح بدم براتون ، دیدم دکتر شریعتی خیلی بهتر گفته پس اول حرف ایشونو میخونیم بعد میریم سراغ متن دعای ربنا به همراه دانلود این دعا با صدای استاد شجریان .( قضاوت و کارای دیگه رو میسپرم به خودتون)

علی شریعتی :

قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود همه از هم می پرسند " چه کس مرده است؟ "

چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است .

قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین مبدل کرده ام .

یکی ذوق می کند که ترا بر روی برنج نوشته،‌ یکی ذوق میکند که ترا فرش کرده ،‌یکی ذوق می کند که ترابا طلا نوشته ، ‌یکی به خود می بالد که ترا در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده و ...  آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی کنیم ؟

قرآن! من شرمنده توام اگر حتی آنان که تو را می خوانند و ترا می شنوند ،‌ آن چنان به پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند .. اگر چند آیه از تو را به یک نفس بخوانند مستمعین فریاد می زنند " احسنت ...! " گویی مسابقه نفس است ...

قرآن !‌ من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل شده ای حفظ کردن تو با شماره صفحه ،

‌خواندن تو آز آخر به اول ،‌یک معرفت است یا یک رکورد گیری؟ ای کاش آنان که ترا حفظ کرده اند ، ‌حفظ کنی ، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش نکنند .

خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو .

آنان که وقتی ترا می خوانند چنان حظ می کنند ،‌ گویی که قرآن همین الان به ایشان نازل شده است. آنچه ما با قرآن کرده ایم تنها بخشی از اسلام است که به صلیب جهالت کشیدیم.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

+ قسمت هایی از دعا که رنگی کردم ، در واقع خوانده شده ولی کل دعا رو میزارم.

رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ

بارالها ، دل هاي ما را به باطل ميل مده پس از آنكه به حق هدايت فرمودي ، و به ما از لطف خويش اجر كامل عطا فرما كه همانا تويي بخشنده بي عوض و منت .


ربناي دوم، سوره مومنون از سوره هاي مكي - آيه شماره 109

إِنَّهُ كَانَ فَرِيقٌ مِّنْ عِبَادِي يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ

زيرا شماييد كه چون طايفه اي از بندگان صالح من روي به من آورده و عرض مي كردند بارالها ما به تو ايمان آورديم ، تو از گناهان ما درگذر و در حق ما لطف و مهرباني فرما كه تو بهترين مهربانان هستي .

ربناي سوم، سوره كهف از سوره هاي مكي - آيه شماره 10

إِذْ أَوَى الْفِتْيَةُ إِلَى الْكَهْفِ فَقَالُوا رَبَّنَا آتِنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً وَهَيِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا

آنگاه‌ كه آن جوانان كهف ( از بيم دشمن ) در غار كوه پنهان شدند از درگاه خدا مسئلت كردند بارالها تو در حق ما به لطف خاص خود رحمتي عطا فرما و بر ما وسيله رشد و هدايتي كامل مهيا ساز .

ربناي چهارم ، سوره بقره از سوره هاي مدني - آيه 250

وَلَمَّا بَرَزُواْ لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُواْ رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ

چون آنها در ميدان مبارزه جالوت و لشكريان او آمدند از خدا خواستند كه بار پروردگارا به ما صبر و استواري بخش و ما را ثابت قدم دار و ما را بر شكست كافران ياري فرما .

دانلود

 -----------------------------------------------------------------------------------------------------

 پی نوشت :

نرین جار بزنین آییییی ملت یخول بسیجی شد و فلان! نخیر.... من اینو دوس داشتم، واسه دل خودمم گذاشتم اینجا. مطمئنم لااقل چندتاییتون خوشتون میومده یا میا ازش

+ این پست برای یاداوری خاطرات بود، یه جواریی الان اصلــــــــــا" حوصله فک کردن ندارم .

یخ نوشت :

یه سری ادما هستن، که انگار بلندگو کردی تو حلقشون و بعضی وقتا صداشون چندین برابر صداهای دیگه اس ! خواستم بگم با اینا کاری نمیشه کرد ، باید خودت صبر خودتو ببری بالا یا اینکه کر شی !

 

روز پر احساس (همان valentine خودمان )

پدر مادرم ریختن موهام رو به خاطر موندن به پای کامپیوتر میدونن !

ای کامپیوتر که به پات نشستم ! میبینی؟ میبینی که چه تنها و بی الایش موندم کنارت؟ میبینی عشق من به تو عشقی تمام نشدنیه ؟ خوبه خودتم میدونی که چون تو احساس نداری ، عشقمون تمام نمیشه.

عشق های یه طرفه زیاد دیدم. تازه تجربه ام کردم ، با خود تو.... امروز که ولنتیان عه من میمونم و یه آه بزرگ تو سینه که چرا باید توی زبان نفهم عشق من باشی الاغ ! نه چون میبینم بی دفاع و بی احساسی  فحش میدما وگرنه چنین ادمی نیستم که از قصد دل کسیو بشکونم.(به مرگ تو ) آه ای تکلونوژی پیشرفت کننده ی بشر ! تو میدونی؟؟ تو میدونی که چه خاطرات و چه غمهای بزرگی تو دل منه؟ من تورو نه واسه لذت همخوابگی میخوام نه لبخندهای عاشقانه ! تورو دوس دارم چون میبینی و دَم نمیزنی. میشنوی و حرف نمیزنی. خُ یه چیزی بگو لامصب. مگه لالیییییی؟؟ ها؟ دستات هم که مثه همیشه سرده (موس) ای بابا بازم که داری نیگام میکنی. میخوای ram ات رو قلقلک بدم؟ میخوای واست از خاطراتم بگم که از ذوق گرافیکت برق بزنه؟ میخوای تو فرار کنی من بیام دنبالت بگیرمت بغلت کنم؟ میخوای واست جملات عشقولینگولانه بگم؟ میخوای با هم بریم سفر اب و هوای کیس ات عوض شه؟؟ میخوای ساعت 10 شب باهم طلوع خورشیدو نگا کنیم؟ :(  میخوای.....؟ (خُ اشکاتونو پاک کنین )

دل من از این حرفا پره ولی روش سرپوش داره. سرپوشی که اگه باز شه از تندی پیاز بیشتر اشکتو در میاره . آه یادم نبود تو احساسات حالیت نیس . رو دیوار کی اومدیم 13 بدر !

چه چیزا که رو دستات ننوشتم.(یعنی کیبورد) چه پستها که تو هی پاکش کردی و من چنیدن باره نوشتم که بقیه بخونن . چه سااااااااااااااااااعت ها و چه روزایی که باهم بودیم و تو فکر کردن منو میدیدی و تو cpu ات بهم لبخند میزدی ! یادته یه بار 8 بار پستمو پاک کردی؟ یادته چندین بااار به واسطه ی تو دل دیگرونو شکوندم؟یادته غصه خوردنامو؟ یادته خوشحالیامو؟گریه هامو، خنده هامو... یادته چه چیزا که از تو یاد گرفتم؟ هییییییی روزگار...

ولی حیف ! حیف که عشق من به تو یه عشق دروغین عه. عشقی که نه اغازی داشته و نه پایانی خواهد داشت....

یه عشق که فقط تو رویاس ... آره !

پـــــــــــــــ نوشت ـــــــــــــی :

+ ولنتاین مبارک رفقای عاشق :)

+ یه نکته بگم : اگه من بخوام بدون سرپوش و رک بیام اینجا پست بدم مطمئن باشین جز غم و غصه چیز دیگه ای نمیشه. پس اگه تو بیشتر متنام مقداری مسخره بازی یا چرت گویی هست واسه اینه که غصه هارو پشتش قایم کنه ! اگرَم از این شیوه بدتون میا بگین لففففففطا" !  افتاد الان؟؟(خب پس بگیرش دیگه نیفته)

یخ نوشتی در کار نیست ! ولی به جاش هدیه ام به همه رفقای عزیزم یه فایل pdf از سخنان بزرگان تاریخ ! (شایدم بزرگ نبودن ) راجع به عشق هستش که لینک را در زیر مینهم . ( خیلی ادبی شد میدونم! خودمم دارم میارم بالا !!)

دانلود

 + تاریخچه ی ولنتاین در ادامه .

+ یه روز عشق ایرانی ها هم داشتن و شایدم دارن به اسم سپندارمذگان که تو گوگل سرچ کنین خودتون بخونین (این جشن در روز 29 بهمن ماه هستش...)

ادامه نوشته

بالا بالا ! نه پایین پایین.

یک پسر در اینور ماجرا داریم و یک دختر در آنور. پای سرنوشت این دوتا رو به طرف هم شوت میکنه و حالا بریم ببینیم چی میشه.

با دوربین خود این دو را دنبال کرده و به گوشه ی دنجی از یک کافی شاپ میرسیم.

پسر : آهــــ سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز !

دختر : چشاش گرد شده و داره نگاه میکنه

پسر : ببین زندگی 2 قطب داره ، یکیش که الان یادم نمیا اون یکی هم که از اول نمیدونستم !

دختر : باز هم نگاه میکنه .

پسر : ببین عزیزکم ، من در منتهی علیه چشمان تو چنان برق ابی ای دیدم که اینگونه نموده مرا سیخ ( موهاشو عرض میکنه )

دختر بالاخره حرف میزنه و اونم یه کلمه : میسی

پسر : خب بالاخره  تو اولین عشق منی و مطمئن باش من خوشبختت میکنم . دستتو بده به دستم که عاشق تو هستم به جز تو نازنین ام دل به کسی نبستم و اینا ! (کاملا" معلمومه که پسر احساساتی به توان 2 تشریف دارن ! )

در اینجا دستاشونو بهم میدن تا با هم عهد ببندن که یکی برای همه، همه برای 3 تا ! یعنی همیشه باهم باشن ( اونم 3تایی )

به علت حالت تهوع دوستان از این صحنه فعلا" اینارو تنها میزاریم. یه ماه بعد دوباره دنبال این پسر میاییم ببینیم به کجا رسیدن.

اوه چه جالب بازم توی کافی شاپه ولی یه لحظه صبر کنین انگار این یه دختر دیگه اس . ببینیم چی میگن :

پسر : خب بالاخره  تو اولین عشق منی و مطمئن باش من خوشبختت میکنم . دستتو بده به دستم که عاشق تو هستم به جز تو نازنین ام دل به کسی نبستم و اینا ! (خب چی کنه بدبخت دیالوگ دیگه ای بلد نیس )

دختر :تو گوه نوش جان کردی ! اره ارواح سگ همسایتون ، با رفیقمم همین کارارو کردی که الان گوشه قبرستونه دیگه . اییییککبیری. دیرینگ دورَنگ (صدای تلفنِ مثلا" ) بزا جواب این bf ام رو بدم ببینم چی میگی تو مرده شور برده .

+اَلـوووووووو. سلام هانی هاو اری یوت چطوره؟ خوج میگذره به مرحمت گاد؟اها، باشه جیگر عصری هرجججا تو بگی میام. خودتو بلیس بای !

پسر به گوشه ی دیوار تکیه داده و با دو دست خود صورت با ته ریشش رو پوشونده . چکه اشکی از چشم سمت چپش با زاویه ی 45 درجه به زمین میخوره و او به افسردگی خودش پی میبره.

مثل اینکه سوژه ی این دختره باحال تره ! این پسر رو با ایییییین شکست عشقی کلفت !همینجا تنها میزاریم. و میریم دنبال دختره.

در حال تعقیب دختر هستیم، داخل یه خونه شد . صبر میکنیم تا برگرده .(دیری دیریینگ! جنایی شد..)

اوه بالاخره اومد ولی انگار حالش ( یا پذیراییش ) خوب نیست. چشاش از سیاهی ریمله چیه ؟ اره همون مثل دلقکا شده . فک میکنم گریه کرده .(اخییییی)

قیییییییییییییییییییژ ، صدای جیغ دختر و صدای جیغ ترمز در هم می امیزد و بووووووووووممم. دختر به علت دارا ( و سارا ) نبودن حال طبیعی تصادف میکنه و دار فانی رو گودبای میکنه و میره !

خدااااافظظظظظظظظظ خدااااافظظظظظظظظ.

خب از این داستانهای شیرین موش و گربه میخواییم یه نتیجه اخلاقی بگیریم . خودتونو واسه نتیجه گیری اماده کنین...

نتیجه اخلاقی اینه که....

هر هر هر هر .... نتیجه ای نداره همتون ضایع شدین رف ...( بابا نتیجه از کجام در بیارم واسه این چرت و پرتا ! )

شعر مربوطه :

قوری به قلم، قلم ز قوری                      تو عشق منی گوگولی مگولی !

بَلا ای بلا دختر مردم                             بلا ای بلا بوی گل گندم

 

یخ نوشت :

بدترین و خطرناک ترینِ کلمات این است : «همه این جورند»            (تولستوی )

میگیم : اعصابم خورد شد . من خیلی گشتم ولی اخر نفهمیدم اعصاب دقیقا" کجاس که میزنن خوردش میکنن؟

به پشه رو بدی برای فرود باند هواپیما میخواد ! به ادما رو بدی چی میشه دیگه؟؟!!

شانه به سرم سرم به شانه                                 ای وای که شانه بود بهانه !

ای کاش میشد انگشت در ناف خود کنیم و Restart شیم. (همون جُکَس در اصل )

 

پی نوشت:

کسی اهنگ وبلاگ رو گوش کرد ایا؟

من هر غلطی میخوام بکنم یکی از قبل انجام داده . اَه خُ من چی کنمممممم؟ :(( « نوموووووخوام »

عزیزان خودکشی و فیس بوک و شکست عشقی و این جور چیزا جواد شده . برین دنبال کارای دیگه .

چه کاری؟ مثلا" مثل من ابتدا لبان خود را غنچه کرده و حالاااااا سوت بزنید ! ( به به )

+در عکس زیر ۲ چیز خواهید دید ! دختری که همانند فلجان مغزی (دور از جون البته ) کیف بر دست گرفته    ( واسه شوخی گفتم) و وضع اشششششغال جامعه ها که از طرف پسر به نمایش داده شده !

احساسات دیواااااااانه وار !

خب خببببببببب بالاخره این وبلاگ بعد پشت سر گذاشتن نمیدونم چی چی ! تولد منو به خودش دید.

الان فک کردین میام جمله محتَسِساسنه (احساساتیانه یعنی) میگم که آه ! 18 سااال پیش در چنین روزی کفترا بیشتر ریدن و الاغا بیشتر عر عر کردن که چون دسته گلی میخواس بیا؟ نه بابا جمع کن اینارو ( حالا تفریق یا ضربم خواستی بکن ! )

خلااااصه امروز یعنی جمعه 22 بهمن سال 1389 ، (کیییییییییه؟؟ عید شده؟؟نه بابا عید که پارسال شد!) خب کجا بودم؟ نفففففففهم این نامه ی چیز.... ای بابا یادم رفففف کجا بودما! ولش کن اصن، مهم نیس.

مهم اینه که مــــــَـــــــــــن....

مـــــــــن.. یعنی چیزه ....   باز یااااااادم رفت چی میخواستم بگم . اینم زیاد مهم نیس. بیخیال.

اممممممممممم دیگه چی؟ اهااااا : دیری دیریییییییییینگ  هوووووم بله ! داماد عروسو ببوس یالااا... دااااااااماد، دامااااااااااااااااااد(هووووووی) ولش کن ولش کن تولده !خفش کردی بابا اشتباه شد.(عجب ضایع بازی ای شدااا)

۱۸ سال پیش در چنین روزی... اینم گفتم؟؟ اَه خب چی بگـــــم؟ بزا یه ماچ از خودم بکنم (صورتتو بیار جلوتر خسیس)

بیاااا ببین بدبختیوها ! خودمونم نمیتونیم ماچ کنیم... اماکن گرفتم !(ولی چه مزه ای داد!)

صدای بلندگو : ۱،۲،۳ .... ۴،۵،۶ ...امتحان میکنییییم! ۷،۸،۹... ۱۰،۱۱،۱۲ . خوبه خوبه سالمه ! فووووووووووووووووووت. خب حالا که خوب کر شدین : ضمن عرض خیر مقدم به مناسبت قدمتان رو چشم من جا داره به خدا ! باور نمیکنی؟ خب نکن من چی کنم؟؟

از اینا که بگذریم امروز میخواییم از  سخنرانی مداح اهل برج جناب جک گووونجیشکه فیض ببریم. در این بین شما را به دیدن چند پیام بازرگانی دعوت میکنم!

+ شیلا لوله ای ! با رنگگگگگگگگ طبیعی.... یکی بخور ! بقیشم مطمئن باش میخوری.(تشابه اسمی از قصد نبوده  )

+ آ ب خ ! الفبااااااای خاکی هاااا... آ ب خ... دوست همه بچچچچه هاا ! آآآآ ببببببب خخخخ.

- بله بازگشتیم خدمت شما در این مجلس شور و شادمانی ، متاسفانه خبر رسید جک گوووونجیشکه همراه با سایر همجنسان خود کوچی داشتند مثل اینکه ! و مراسم تعطیله بزن در بینیم !

اخخخخخخخخخ سلام بچه ها یه ۲ دقیقه رفتم یه جای خوب میکروفونو گذاشتم زمین ببین چه اففتضاحی شد !

اره خلاصه الان که چشام باز تر شده میبینم که هیچی نمیبینم ! خوش باشین در کل...

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

پی نوشـت :

زود باشین زود باشین تولدمو تبریک بگین تا خدا از خودشیفتگی کمم نکرده !

تجمع نکنید فقط چون جای شما توسط نفر بعدی گرفته شده ! (یکی ترجمه کنه چی گفتم؟؟)

از شوخی گذشته ، مرسی از همه ! جا داره اینجا از خودم، من ، شخص شخیصه بنده ، من حقیقی و من مجازی ام  و سایر عوامل تشکر کنم و بگم آی لاو یو آیس  لاو یو لاو یو لاو یووووووووو ( بابا یکی منو جمع کنه تا کار دس خودم ندادم ! )


+ اهنگ خالی گذاشتم واسه وبلاگ.... اسمش Sail هست ! امیدوارم خوشتون بیا :)

 

جمعه ی خاتمه دهنده .

در اینجا بر آن یا بر اون شدم که دیکشنری سلام با جوابهاش رو تقدیمتون کنم. از هر جوابی برای هر نوع سلام میشه استفاده کرد ! +انتخابیست در کل.... ( چیزای دیگه بلدین بگین اضافه کنم ! )

 

سلام.                                                                      درد و بلام !

سلااااااام .                                                                سرت تو کلام !

سَلم                                                                       ای جان بیا بغلم!

سالام !                                                                    علیک سالام !

سیییییلااااامز !                                                           الان من چی بگم ؟؟

سامبولی علیکم                                                          ما بیشتر !

سَلــَی                                                                     سلاااااااام

سلووووم                                                                  علیک سلوووووم

شلاااام                                                                    شلام به روی ماهت

سهههههههلام                                                          سلم !

های                                                                        کوفت و های !

هِــلو                                                                        هِــلو ( با خنده )

 

یخ نوشت :

 

وقتی بغزم میگیره ، گریه نمیکنم ! ولی وقتی میخندم گریه میکنم. فک میکنم جبران همون گریه نکردنس...

انسانهای بدون فهم ! کم نیستند، بلکه طبق خبرهای رسیده به اینجانب روزانه میلیون ها نفر به این افراد اضافه میشود (بلانسبت )

زندگی یعنی خواب، خوارک ، دستشویی و یه سری کارا که لابلای اینا انجام میدیم !

سرنوشت از نوع نوشتنی نیست. تغییر دادنی هم نیست ! فقط نگاه کردنیه ....

در بازی با کلمات مواظب بازی باشید که کلمات را به بازی نگیرد ! و همچنین مواظب کلمات که شما را بازی نگیرد .

 

پی نوشت :

سلام حال شما خوبه؟؟؟ :)

+ ببخشید نظرارو جواب نمیدم ! ناراحت نشین از دستم....  با تشکر

+ راستی مررررررررررسی که امار بازدیدو به 10!!! رسوندین. ایوووووول.

همونطور که میدونید...

من از شعر خوشم نمیا خب؟ اینو هم الکی گفتم !(واقعا" الکی)

ننوشتم که بیایین فحش بدین یا تعریف کنین ! فقط بخونین . راستی سلام !!!


وای چه خواهی و چه دانی تو از این دشت

در این دشت دراندشت

گهی بی تو گهی با تو نمودم ره این دشت

در این دشت دراندشت

کزین گشت از این امروز و فردا ندیدم

در این دشت دراندشت

جز تنی چند،همه غمگیــــن

در این دشت در اندشت

ای داد از این اشک و از این رشک

در این دشت در اندشت

میروم خواب در این قبر دراندشت و

در این دشت در اندشت

تا کمی چند بشاید که نبینم غم حجران

در این دشت دراندشت

و کمی چند بشاید که ببینم خود در این دشت

در این دشت در اندشت  .



یخ نوشت :

روزها میگذره ،ولی کسی نگاه نمیکنه که تو چجوری عمرتو گذروندی ! نگاه میکنن که تو الان کجا هستی؟

اول پاتختی، بعد رو تختی ، بعد زیر تختی ، بعد کنار تختی ، بعدش دیگه بیرونی :)

5 سال دبستان، 3 سال راهنمایی، 4سال دبیرستان، n سال دانشگاه، خب حالا دیگه بفرما زندگی کن . نه جون من بفرما دیگه.... تعارف میکنی؟ :|

عشق چیست؟ عشق همان چیزی است که عشاق انرا عشق مینامند !

فک کن همه مردم ایران تو یه خونه زندگی میکردن . اونوخ چی میشد؟ اونوخ سر سند خونه دعوا میشد !

تو منو ، من ترو ، ما همدیگرو، دیگران مارو ، ما دیگرانو ، دیگران دیگرانو ! و تو خودت رو گرفتی سرکار :| (کلا" یعنی همه، همدیگه و حتی خودشون رو...)

من باید از زندگی خسته باشم یا بچه ای که هرچی میخوا واسش نمیخرن ؟!

اب شَوَم اتش شوی ، خاک شوم باد شوی، خورشید شوم ابر شوی، بزا برم ادم شم ببینم چه غلطی میخوای بکنی . (با شیطان بودم ! )

+ چه سری چه دمی عجب پایی ! _خب زود باش تا مامانم نیومده !  ( من نگفتم )

یه سری ادما روز به روز بزرگتر میشن ، یه سری دیگه روز به روز قد میکشن... ( یا حجمشون تغییر میکنه )

روحم درد میکنه ! برم یه چای نبات بخورم شاید خوب شه :)

مامان مامان من جیش دارم ! من جیییییییش داااااررررررررررررررَم ! ووووووییی من جییشششش... دیگه ندارم :| (یادش بخیر نه؟)


پی نوشت :

4 روز دیگه مونده تا سالروز تولد ام . اون روزی که رو شونه ام میزنه و میگه : تو دیگه بزرگ شدی بچّه ! ! ! ولی من همچنان بچه ام...

+ برای دیدن سایز بزرگ عکس، save اش کنین.

تصمیمی جدی !

تصمیم بر تعطیلی وبلاگ !

توجه توجه . بنده عزمم جزم شده که وبو تخته کنم و حالا چراش که..... نمیدونم زیاد !

از شما چه کاری بر میا؟؟ هیچی فقط دعا کنین :پی

الان نبردی سخت بین جبهه ی تعطیل کردن و جبهه ی تعطیل نکردن رخ داده ! که جبهه ی تعطیل کردن با 70% فعلا" جلو عه.

پی نوشــت:

اگه فک میکنی واسه لوس شدن این پستو  دادم، سختتت در اشتباهی....

ولی یه موضوعی هست ! من فقط اینجا تخلیه میشم... چه طنز چه غم یا چیزای دیگه.

حالا شما بگید، رک و پوست کنده ازم انتقاد کنین ! نترسین کاریتون ندارم به جون خودم!

پیشنهاد ، انتقاد یا هر چیز دیگه که راجع به پستا یا سبک نوشتن یا غیره دارین،بنویسین.(لطفا") حتی شده فحشم بدین، بدین. فقط بگیییییییییییییییین.

یه خواهش ! خواننده های عزیزی که میان و نظر نمیدن لطف کنن واسه این پست لااقل نظر بدن چون مهمه:)

با 3پاس ، یخول


+ با عرض معذرت خواهی از کسانی که  واسه رفتنم خوشحال شدن و بعضی دیگه که ناراحت ، منتظر پست بعدی باشین !

عنوان مطلب

یه روز شب از خواب بلند میشی میبینی همه چی با وجود نور خورشید مشکیه !

اینجاس که میگن چشم بندتو بردار ! اره خلاصه میری یخچالو واز میکنی میبینی توش پره لباسه و نتیجه میگیری که کمدو باز کردی ، گوشه ی سرت رو میخارونی که من چرا امروز اینجوری شدم؟

یادت میا دیشب از اون کارا داشتی ! و از این یاد اوری یادت میا که زن داری :)) یه کم که بیشتر فک میکنی میبینی اخ اخ 2 تا بچه ام دارم . یهو غیر ارادی زانو میزنی به خاک و زااار زاار گریه میکنی که چرا انقد زود گذشت؟ من کی زن گرفتم؟ کی بچه دار شدم؟ میبینی کاریش نمیشه کرد میری تو اتاق خواب دنبال خانومت و میبینی جا تره و بچه نیس ! یعنی منظورم اینه که رفتن بیرون.

با یه حرکت ماتریکسی پشت سرت رو نگا میکنی میبینی ساعت 2 بعد از ظهرِ. باز یه بار دیگه میفتی به خاک و زار زار گریه میکنی ! بعد بازم بلند میشی و میری یه دوش میگیری میای بیرون و اونوخ که  از صدای شکمت کم مونده سکته کنی ، میری یخچالو پیدا میکنی بالاخره و خرسند از این کفش ملی !، در حین خوردن یادت میا که امروز جمعه اس و فیتیله ام که تموم شده و تو ام هیچ کاری نداری بکنی . میری میخوابی و وقتی بلند میشی میبینی که پشت پی سی هستی و دسمال ابی بستی و کمربندم نبستی و داری اینارو تایپ میکنی !! سرتونو درد نیارم ، زندگی یعنی.... !(ای کوفت، هی میکشیش به فلسفی) یعنی که بزرگ شی و نفهمی که بزرگ شدی. یعنی یه زمان میرسه که دلخوشیا تبدیل میشه به بی ارزش ترین چیز تو دنیات. ولی در کل شنیدن کی بُوَد مانند دیدن.


یخ نوشت :

یه سری کارا لازمه تا یه سری ادما یه سری چیزا رو یاد بگیرن ! (که هیچوقتم یاد نمیگیرن لعنتیاااااا)

دوره ای شده که به فحش و سرکوفت میگن محبت و قربان صدقه! ( خاک بر سرمون واقعا") !!!!!

عجب چیز مزخرفیه این تکرار.حتی تکرار هم تکراری شده ! 

میخوام حس نبودِت رو با پیچیدن دور خودم جبران کنم. آخ که چه سرمایِ گرما ناپذیریه !

افسردگی ان است که ببویـَــد ! نه ان که دیگری بگوید :)) « الان من بو میدم؟ »

هر یه دونه برف روی اون یکیو پر میکنه تا باز رو هم دیگه اسمشون بشه برف !

پی نوشت :

چون حرف زدن پوستمو چووووروک میکنه دیگه نمیحرفم !! (اییییییییییش )

3 روزه بوی عید میا !

چیزایی که مینویسم بیشتر بر اساس چیزایی بوده که تو چیز، همون سایتا و کتابا و اینا خوندم ! (چقد چیز چیز میکنم ! )

یه سری محبت ها هستن که بدون قصد و قرض ان ! مثل کشیدن لاهاف رو یه نفر ، خیر خواهی واسه دیگران برای رسوندنشون به وضعیت خوب و این حرفا ، پوشیدن لباس واسه بچه ها ، خرج کردن پدر مادرا واسه بچه هاشون ، خیر خواهی خدا واسه بنده هاش و چیزایی که ممکنه به ذهن شما بیا و به ذهن من نیا.

هدف از این سخنان گوهر بارِ آه خدای منی ، این بود که اگه میخوایین محبت کنین ، لطف کنین گند نزنین به اسمش و تبدیلش نکنین به غیر محبت ! یعنی چیزی که قصدی پشتش قایم شده باشه ... اخه یو نُ (u know ؟)   دیگه اسم این نمیشه محبت . میشه یه چی دیگه که هنوز با خودم تصمیم نگرفتم امــــسشو چی بزارم.

----------------------------------------------------------------------------

موضوع بعدی این بود که تو کتاب دینی سال n ام بود خوندم و خوندید و شایدم نخوندید که 2 نوع نتیجه اعمال داریم « بعد از مرگمون ( هزار و میلیون سال دیگه البته ) »

اگه اشتباه نگم یکیش ما تقدم بود ، یکی دیگه اش ام دوستان اشاره میکنن ما تأخر !

نکته : نیومدم مسائل دینی خوردتون بدم ! اگه به دین ام اعتقاد ندارین و میگین اینا چرت و پرته ، خب شما مختارید ( البته مختار تو تلویزیون نه ها ) ولی حالا گفتیم شاید روزنه ای بود برای اگاهی و تفکر .

اخه همینجوری حفظ میکنیم و میریم که پاس کنیم دیگه. اَه چقد حححرف میزنم ! برم سر اصل موضوع.

این ما تقدم یعنی اون اعمالی که شخصیه  ( مثل مسواک ) و با خودمون میبریم اون دنیا ( فااااااتِحَ ! ) که نه به من ربط داره نه به هیشکی.پس بیخیال این اصن.

اون یکیش ما تأخره ، یعنی یه جور مثل ماتقدم ان ولی  نتیجه اش تو این دینا میمونه ( بعد مرگمون) و ثواب و عذابش هنوز واسمون نوشته میشه. (حالا به واسطه ی هر کسی )

کلهههههه مبحث رو جمع کنیم میشه که یه ذره حواستون به کارا ، نوشته ها ، حرفا ، و این جور چیزا باشه که نمونه اینجا و شما اونجا هی واستون با کامیون گولوپ گولوپ گناه بیارن بعد با تعجب نگاه کنی که (عه) اینا از کووووجا اومده که در اصل از همینجا اومده !

+ الان شُک بهتون وارد شده؟ هیچی نیس یه سرتو تکون بده همرو بریز یه کنار بریم سراغ حرفهای خودمون! انگار نه انگار من اینارو گفتم. باشه؟

-----------------------------------------------------------------------------

پی نوشت :

صرفا" این پست به قول خارجیا تو مود نصیحتی و اگاهی بود ! همشون که قرار نیس طنز باشه ، ها؟ پس سخت نگیرین .

زیاد تاثیر نپذیرفتن از جو و شرایط اطرافتون رو همیشه یادتون باشه ! میگم تاثیر نپذیر، حالا هی برو بپذیر !

یخ نوشت :

 

+ تو فکر میکنی که من فکر نمیکنم که تو چی فکر میکنی؟؟

+ اینو شنیدین میگن کم هم زیاد است؟ خب حالا منم میگم توپولوف هواپیماست ( کی به کیه ؟)

+ اتوبوس رو دوست دارم چون میشه باهاش صواب کنی ! ( همون جاتو به دیگران دادن !!! )

+ از یه بچه 2 ساله ( دختر عموم)  که نمکای یه نمکدانو با جاش خورده بود پرسیدم چرا اینکارو کردی؟ گفت : خب اینجا خیار نبود !!

+ تو این دنیا که خاطرات و حرفا همش با تشبیه و توصیف و تخیل زنده میشه، هیچی ندارم بگم :|

+ یه تشبیه هست هیچوقت یادم نمیره ! پیرِمردا یا پیرزنایی رو حتما" دیدین که خمیده ان و سرشون رو به زمینه...

نمیدونم شعر از کی بود که گفته بود، اینا دارن ایام جوانی رو تو خاک زمین جستجو میکنن ! میفهمی یعنی چی؟ خب سعی کن بفهمی...

 

کی میخوا تنها باشه ؟ ها؟؟

ضمن تشکر از مقدمتان گلباران باید عرض کنم که بیگــــــــی منو !

به قولی دو کلوم حرف حساب خواستیم بزنیم که بین اولی و دومی وسطی رو واستون میگم !

بله وسطیش اینه که ...... اینــــه که ! (مرگ بگیرم با این حرف زدنم من ) اره اینه که من حرف زدنم نمیا و گوش جان میسپاریم به ابیاتی چند از یه اهنگه مامانی ! و البته با متن اهنگ که در زیر گنجانده خواهد شد. فعلا" از من خدافظی ..

download

(راست کلیک روی لینک و زدن گزینه های Save links as یا Save target as )

I am going nowhere in a hurry

Baby come take away all my worries

But with that moon in the sky

Who wants to be alone

And when the stars shine so bright

Who wants to be alone

I'm out of my head...



یخ نوشت :

نتوانستن هم خواستن است مگه نه؟


فردا هم روز خداست مثه همیشه !

ما 32 تا حرف داریم !(حروف الفبا 32 تاست دیگه؟ اصن چرا منو تو این موقعیتا قرار میدین؟ هاااااا؟؟؟)

 و هر حرف با حرف دیگه از حروف 2 کلمه ای گرفته تا اونقد کلمه ای رو میتونن تشکیل بدن !

این همه گفتم ( یعنی یه خط ! ) که چی میخواستم بگم راستی؟؟ شما میدونین؟

اها ! حرفا و جمله های چه میدونم  فلسفی و عاشقانه و غمگین و فرهنگی و زهر و درد بی درمانه  یه ساعته ! و سرطانه یه ربعه تو سوراخه چپ بینی و اینا ! تموم شدنیییییی نیس ! میگم نیس بگو نه ! چرا میگی باشه؟ اصن قهرم باهات.

خب باشه قبول تموم شدنی نیس .(صدای جیغ و کف کردن مردم و زدن اون کفا که میشه کف زدن خودمون ! )

اره نوه های گلم ، انقد حرفا زده شده ، اخ اخ جوونی ! ( الان خودتو تیکه تیکه کن !) انقد اشکا ریخته شده ( دیگه خودتو بکوب دیوارا ! نبینم بیکار بشینی هییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی شمسی ملوک جان 2 تا چای بریز بیار خستگی جوونی از تنمون بره !

یه ربع بعد : (لرزش دست و صدای چرق چرق کردن استکان تو نعلبکی ! )

+ مررررررررررررغ سحر ناااااله سر کُـــــــــــــــن. ( نازه نفسم ! قربان ناز بودن نفسم برم من! فداش بشم الهی، عسله منی تو والا خوشگیل منی تو حالا ! )

اره ادمی که شما باشی و خَ... چیز یعنی فرشته ای ام که من باشـــَم این جوووووووون من که بدون وطنم میخوام سر به تنش نباشه واست بگه که :

میخوام فلش باک کنم ! (ها؟) بابا همون از اونا که چشاشونو میبندن میرن عقب !

یه روز من و داداشمو و بابامو و من ! نشسته بودیم زیر کرسی و خلاصه نبودی ببینی 9 نفری چه بلوتوس بازی ای میکردیم ! این میفرساد واسه من، من میفرسادم واسه خودم !

خلاصه ما از این کار یه نتیجه خیلی بزرگ گرفتیم که اگه عزرائیل مدد بده میگم واستون :

نتیجه اش این بود که ..... هییییییییی ( صدای در رفتن جان از سَواریخه «جمع سوراخها» بدن ) این بو....د کککککککک    ه ! اخ مردم خدا .

نه بابا زنده ام  این بود که : به هر کسی اعتماد نکنم !

اخه میدونی چی شد؟ گوشیم 2 صدم ثانیه افتاد دس بابام ، رفت تو فایل منیجرش ! وای وااااااااااااااااااااااای ..... میدونی چی دید؟ !! دید خالــــــــیه .(چیه ؟ فک کردین چیزای چند نقطه توش بوده؟ نه جانم !) نگو این یارو دختره فلامینگو زده همه چیو پاک کرده . ( نکته : فلامینگو جی اف این بابابزرگه بوده ! )

خب دیگه مزاحمم نشین بزارین با زنم زندگیمو ادامه بدم !!

+ لپ کلام این بود که روزگار، خیلی نامردتر از اونیه که فکرشو بکنین :| ( لپشو نکشین خواهشا" )

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت :

این پست از زیر ۲ تا پست دیگه در رفته ! اون دوتا پاک شدن.

امیدوارم از ظاهر حرفام راجبه حالم زود قضاوت نکنی .

 

یخ نوشت :

+ خدایا تا نمردیم ما رو از این دنیا نبر !

+ دَ بی سه پونزه ! هزار و شصت و ... چییییییییی ؟ پدر سوخته تو شصت رو غلیظ تلفظ میکنی که اون منظورو (اون بده ) رو به من بگی؟؟؟ بدهم پدرم پدره پدره پدر سوخته ات را......

( این وضع بچه هامونه ها !! ببین قسمت بزرگا چه خبره،«گل و سنبل واسه هم پخش میکنن » )

+ فوضولو بردن جهنم، گفت مگه فوضولی ام گناهه؟؟

+ رفقا یه خواهش ازتون دارم ! ترو جون من ، ترو به اون کسی که میپرستی ! به امام خمینی قَسَمِت میدم، این تن بمیره ، جوون مولی ، انقد قسم نخورین واسه هر کاری !!

+ امسالم که باید به این کبوترایی که واسه هم خرسه لاو یو  میخرن زل بزنیم و آه بکشیم ! خدا جون اسیاب به نوبت دیگه ؟؟ نوبت ما کی عه پَ ؟؟ (اقا منظور بد نگیرین یخ نوشته ، یعنی کلیه !!!! )

بفَـــرمیو !!

آسیاب بشین میشینم، آسیاب پاشو پامیشم، آسیاب بچرخ میچرخم، آسیاب پاشو،پا نمیشم؛ جوون ننه جون، پا نمیشم؛… جوونه قفل چمدون،پامیشم..آسیاب تند ترش کن، تندتر تندترش کن!

 

اسیاب جون مادرت یواش تر ! خیلی داری تند میری . گفتیم تندش کن نگفتیم که دیگه از سرعت نور بگذر.

 

بله دیگه همینه، بــزرگ شدیم به حساب ! یه سر تا پامونو که نگاه کنیم لااقل یه مترو که قد کشیدیم؟ ( ماشالا ماشالا، محسنه ها ! محسن . )

الان بازم میتونیم این بازی رو بکنیما ! فقط بپا دستت به نامحرم نخوره که اماکن از پشت دیوار ظاهر میشود.

 

اخه سادگی بچگی رو ازمون گرفتن ( اخی اخیییییی ) الان دختره به پسره یا پسره به دختره بگه زیر چشت دماغه میگن حتما" اره !

خب حالا احساساتی نشین اینجارو خیس کنین! ( با اشک منظورمه ) گفتم یادتون بندازم که یه زمان دختر پسرا تو بچگی با هم بازی میکردن ( اگه یادتون میا البته ) و حالا همونا شدن اینا ! و اونا و اون یکیا ...! (کدوما؟)

 

--------------------------------------------------------------------------------------------------------

عکسی بود بسیار زیبا و پر معنی که حرف دل مارو زد ناجور ! یادم بندازین اخر پست بهتون نشون بدم !!!

بعضی بچه ها انقد مهربونن که به گلهای قالی هم اب میدن !! (جیشو ان )

بله میدونم جک بود، خواستم بگم که بیایید با طبیــعت اشتی کنیم ! چیــز ، یعنی که بیایین با این گوگولیا مهربون باشیم ! کم سرکوفت بزنین به این فلک زده ها !  یه روز خودتونم اینطوری میشینا ! ( از ما گفتن بود )

دارم چی میگم ؟ یکی نیس بگه همه چیو ول کردی رفتی شدی مشاوره خانواده واسه من؟ اقا من معذرت میخوام این دروازه ی مغزم باز شده بعدش (بگو خب ) نمیفهمم چی میگم !

+ (مزاحی بیش نبود )

 ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 ایا شما به بدشانسی اعتقاد دارید؟ غلط کردید که دارید ! مگه ادم رو خودش عیب میزاره؟؟ حالا دیگران گفتن شما بدشانسین نمیشه کاریش کرد گفتن دیگه ( البته اگه زورتون رسید ،.....اخ !) ولی دیگه خودتون نگین بد شانسین بابا جان!( اقا من از بس به خودم گفتم بدشانسم خسته شدم اومدم اینارو نوشتم چرا دروغ بگم والا؟؟)

 یــــــــــــ نوشـت ــــــــــــخ :

 یه دوستی داشتم، اممممم ! نه یه دوست دیگه ام داشتم ! اخ وایسا یه ذره فک کنم...اوه یه ذره بیشتر از 2 تا دوست داشتم، راستی؟ هیچی ولش کن :|  

 

به غضنفر میگن اذون بگو ، میگه اون که گذاشت رفت « از خودم نبود،مشخصه دیگه »

 

مسافران عزیز ، ضمن تشکر از انتخاب شما سقوط خوبی را ارزومندیم :) « اینو خودم گفتم »

 

پـــــــــــــــ نوشت ـــــــــــــــی :

من معذرت میخوام از ناراحت کردنتون . بازم بیایین پیشم خُجحال میشم !

خودتونو به خاطر من بغل کنین !ولی بعد حتما" یادتون بمونه خودتونو ول کنینا

اها شمایی که یادم انداختی عکسرو بزارم دمت گرم خوب شد یادم انداختیــــــــــا . (عسکو بِ سِیوید ! )


2و11 .

یه گوشه از دلم خالی شده ! درست مثل دندونی که لب پر میشه و با هیچ چیزی به شکل اولش برنمیگرده.

از قول یکی ، ای کاش یه سال بزگتر بودم. همین.

خودم خبر دارم که با غم نوشتنام دارم تک تکتون رو پر میدم ! شاید این وبلاگم داره نفسای اخرشو میکشه.

خیلی ببخشیدا ! تا الان مراعاتتونو میکردم و واسه روی گلتون چیزی نمیگفتم ولی به اینجام رسیده !( یکم بالاتر.....)

حس عجیبیه. حسی که داشتـــَم ،ولی به این شدیدی نبوده !:| به قدری این حس زیاد شده که حتی تو چهره ام هم اثر میزاره. 

همین الان که مینویسم دارم به این جمله فکر میکنم که نیمی از دیگران از ناراحتی تو خوشحال و نیمی هم خوششون نمیا... نمیدونم ، این اصلش نبود. ولی شاید هنوز کسی از ناراحتی من ناراحت میشه . . .

ای بابا نیومدم که بگم و واسم دل بسوزونین. یا حس ترحمتون رو نسبت به خودم جلب کنم!! واسه خودم مینویسم اقا جان بی رودربایسی !! همیشه مینوشتم و پاک میکردم.

یه چیز دیگه ام بگم و برم. از نو شدن هم خسته شدم دیگه ! اصن خسته بهترین واژه واسه منه.

خــــــــــــــــسته ام !


یـــخ نوشت

همه دنیا یه طرف، منم همون طرف !! « میشه؟»

زین پس عکس کوچیکو که Save کنین  یا  لینکشو خودتون باز کنین، گنده اش رو خواهید دید ! ( صرفا" جهت اطلاع )

اُمگانیزه ! (امید و انگیزه )

میخوام برم برم بــِرَم رَم رَم ( ببخشید اکوش روشن بود ) «یارو داش شعر میخوند »

1 2 8 . خب صدا خوبه ، شمارش منم که عالیه .

از پشت همین میرکُفُن میخوام حرف بزنم که صدام به اون گوشه نشینا هم برسه.

به درخواست یکی (بترکی ) یا دوتا یا بیشتر از رفقا باید راجع به امید (اون پسره نه ) و زندگی مجدد بحرفم.

ببین؟ ( خب داری میبینی دیگه این چه حرفیه اخه ! ) اصولا" یا غیر اصولا" همتون میدونین امید به اینده یا امید به فرداها خوب چیزیه !

طرف مثلا" میبینی یه هفته دیگه قراره بمیره ! بازم امید داره که مثلا" فردا چی بپوشم من ایا؟ خُ بببببببدبخت ! تو چیت کمتره از اون که امید نداری؟ ها ؟ بدم بزننت؟ بپزنت ؟بخورنت؟؟ ( ببخشید کنتُلُـــرمو از دس دادم )

گاهی با سرچشمه گرفتن یه امید تو زندگی یه شخص، میتونه زندگی جدیدی واسش اغاز شه :) زندگی ای که با پشت سر گذاشتن روزگارای تنهایی و غصه و هرچی حالا ! شروع میشه. زندگی ای که سر اغاز حرکته ! سراغاز به خودت اومدن ، یه روزی همتون به خودتون میایین . بعضیا با گذشت سالها بعضیا با گذشت ماه ها بعضیا ام روزها ! ( نه دیگه ساعت ها نداریم )

متاسفانه ، متاسفانه و مُـــــــــــــــــــــتّاسّـفانه ! یه وقتایی هست که با وجود یه عالمه امید ، یه ادمی مث من هی درجا میزنه ! چرا؟ خب چون فقط گذشت زمان میتونه این امیده برسونه بهت . یعنی این امید الان یه جاییه که دسترسی نداری بهش ! باید وایسی تا به وقتش.... :|

دلیل دیگه اش هم اینه که تنبلی گرفته باشتت ! از همه چی خسته شده باشی و... بیخیال این دلیلو فعلا".

ولی میدونی؟ نمیشه کاریش بکنی تا وقتی که همه چی دست خودت نباشه.

اسم دیگه ی این امید خان انگیزه است . 

اگه انگیزه ای نداشته باشی به پوچی رسیدی ! ولی خوبیش اینه که هممون این انگیزه رو داریم که خدا همیشه باهامونه و تنها نیستیم. (امیدوارم همتون داشته باشین )

انگیزه ها متفاوته ! یکی انگیزه مالی داره ، یکی انگیزه تفریحی و کسب لذت، یکی یه انگیزه دیگه .

خب مهم نیست که قشنگ نیستی، قشنگ اینه که مهم نیستی ! ( ببخشید قاطی کردم ) 

مهم نیست که بقیه انگیزشون چیه، انگیزه ی تو فقط مهمه . که از روزایی که پشت سر میزاری چی میخوای؟

البته هممون ازدواج میخواییم  ( نیشتو ببند ) ولی این که اصل نیست ! اصل سنمونه که داره دَهگانش بزرگتر میشه .

خـــــــلاصه هر لحظه واسه خودتون انگیزه جدید داشته باشین ! انگیزه ای که به خاطرش ساعتها داره میگذره.

+ اگه مثه من چیزی ندارین ! اصلا" فکرشو نکنین . در اصل ما نمیبینمش و با گذشتن روزها خودمون میفهمیم که (e) این انگیزه من بوده و ندیدمش؟؟ (یعنی کارایی که میکردم تو زندگیم میخواس به این که شدم برسه؟) گاهی ام انگیزمون نامفهومه واسمون ! یعنی درکش نمیکنیم دیگه... بزار باشه بعدا" میفهمیم.


یه چیز مرتبط ام بگم : (یادم رفت چی میخواستم بگم ! )

آهـــا ،تو زمان حال فقط زندگی کنین. هــمین!  (جالب اینجاس خودم ،به یکی از حرفای خودمم هم عمل نمیکنم !)


+ زین پس عکس کوچیکو که Save کنین  یا  لینکشو خودتون باز کنین، گنده اش رو خواهید دید ! ( صرفا" جهت اطلاع )

welcome to the world

شنیدن گفتن خواندن دیدن ! هرچی اصن :|

اول از همه معذرت میخوام که دیر اپ میکنم و راجع به پست قبل هم عذر میخوام از کسایی که ناراحت شدن. هیچ قصدی نداشتم و ندارم ( به جون 5 تا انگشتام )

و یه تشکر ام واسه کسایی که با وجود اینکه اپ نکردم بازم اومدن بهم سر زدن

میبینم که هرچی فک میکنم نمیدونم چرا چند وقت پیش یا الان یا حتی فردا ! انقد ناراحتم؟ یه دلخوشی یا قسمت یا اصن یه تیکه از زندگی رو انگار از تنم جدا کردن ! مثل روباتایی که با اختلال تو یه بخش کل سیستمش بهم میریزه منم بهم ریختم. حتی درد دل کردن هم ناراحتم میکنه ! با خودم میگم اینارو واسه شما بگم که چی؟؟ همش مثه گذشته اس ! هنوووووووووز هیچی انگار عوض نشده. مثل اینکه میدونین حرف بعدیم میخوا چی باشه ! و همچنین حرف بعدش. خب .... ادامه نمیدم.

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

یخ نوشت

وقتی ای کاش میگی ! انگار اونموقع یادت رفته کی هستی و الان کجایی.

گاهی یه قطره اشک ، از هزااااار تا گریه با معنی تره. خیــــــلی با معنی تر. خیلی !!

گفتند ارزویی کن ! گفت : ارزو بر جوانان، عیب نیست ؟

تورو چه به این حرفا؟ نه تورو چه به این حرفا ! نههههههههههههههههههه تورو چه به این حرفا؟؟؟

گوش کنین اینا هم خانواده ان ولی شناخته نشده ان : قسم ، التماس، بغز،تنبلی،خستگی، کووووفت! درد بی درمان ..... :|

عکسم نداریم!!


پی نوشت :

یه سر به اینجا بزنین .