شب بود و من بیدار بودم.
یخـــــــــــمک نوشت :
+ نقاش، طرحی از چهره ی غم زده ام بکش . شاید یه روز خوشحال بودم و به چهره ی خودم خندیدم .
+ جناب سی دی خام دارین ؟ بله ، صوتی یا تصویری؟؟ :)
+ چسب از سرنوشت خودش ناراحت بود که با وجود این همه چسبندگی و جاذبه چرا هرچی اشغاله باید بهش بچسبه؟؟
+میگن از هر عضوی 2 تا داری ! که بعدش بیان بگن باید بگردی اون یکی قلبتو پیدا کنی!دلت خوشه ها عمو !
اگه اینجوری بود پس لاله و لادن چرا میخواستن سراشونو از هم جدا کنن؟
+ یه چیز بی ربطو انقد به یه چیز بی ربط تر ربط میدن ، تا یه چیز با ربطه بی ربط به موضوع پدید بیا !
+ پدر زن اینده : اقا داماد دستشون به دهنشون میرسه؟
داماد : پیف پیف بو میده !!! ( برگفته از ضرب المثله زیبای گربه دستش به گوشت نمیرسه میگه پیف پیف بو میده )
+ در پشت یک کامیون نوشته شده بود : دنبالم نیا من خودمم گم شدم !
+ اقا پلیسه ؟ شبا که ما میخوابیـــم ، مرتیکه مگه تو بیکاری که بیدار میمونی؟ برو بگیر بخواب دیگه .مردک فوضوووووووول.
+ رفتم بر محضر فردوسی که فالی بگیرم ! گفت برو از منشیم وقت بگیر واسه 2 ماه دیگه . سرم شلوغه !

یک عدد یخ تشریف دارم