قبل از اینکه شروع کنم به حرف زدن پی نوشت رو اول بگم !

پی نوشت :

من تو تابستون جک میزاشتم ! طنز مینوشتم، مطالب جالب میزاشتم و خیلی کارای دیگه ! واسه همین بود که خواننده هام زیاد بود.شاید ام واسه حرفام. در واقع برام مهم نیست که چند نفر خواننده دارم یا چند تا نظر ! من همچنان مینویسم !!! .... حرفهای خودم ، گاهی واسم یه سری حرفهای بزرگ نشون میده !! گاهی مسخره !

2 نوع تــَرک کردن داریم ! یکیش که با مرگه یکی دیگه اش هم که با تنها گذاشتن شخص مورد نظره !

کسی که میمیره خب، بالاخره قبری داره ! میشه بری بالای قبرش و هرچی خواستی بهش بگی. ولی اونکه میره ! دیگه رفته. بدیش اینه که دیگه نمیبینیش با اینکه میدونی هنوز هست ! هنوز میتونه باهات باشه. ولی نیست دیگه. واسه اینه که مرگ خیلی بهتر از ترک کردنه ! واسه اینه که تحمل جدایی از مرگ ام سخت تره. شده تا حالا ارزوی مرگ کنین؟ علت این ارزو ممکنه خیلی چیزا باشه ولی اونی که ربطش به حرفای منه واسه اینه که لااقل خودت بمیری ! در واقع تحمل وقتی تموم شه ناخوداگاه ،بدون اینکه علت یا سرچشمه رو بدونی به این فکر میرسی که حالا که اون هست ولی پیش من نیست ! خب لااقل من بمیرم . ولی مرگ انقدراهم که فک میکنین ساده نیست. موقع مرگ تنها ارزوت این میشه که یه لحظه دوباره برگردی عقب !!! :| بیخیال.

حالا شما نیایین منظور منو اینجوری بگیرین که اونی که کسی رو ترک کرده اگه میمرد بهتر بودا ! نه نه اصلا" منظورم این نبوده. خواستم مساله رو باز کنم که دیگه اینطوری شد که خوندین !!!

اینهمه گفتم! ولی هیچ قصدی و هیچ نتیجه ای پشتش نبود. ولی صبر کنین شاید بشه گفت همه چیز اونطور که نشون میده نیست. وقتی برگردی به عقب و حرفای زده شده رو مرور کنی میبینی 80% اش با توجه به وضعیت الانت مضحک میا ! همون حرفا ، کارا، غصه ها، خوشی ها و حتی لذت هایی که در کنار هم بردین همه و همه تبدیل به غم میشه ! چی میشه که حتی یاداوری خاطرات خوش هم میشه واست عذاب ! اونا که خاطرات خوبی ان... پس چرا الان انقد ناراحت کننده ان؟

خاطراتی که خودت به وجود میاری یا به وجود نیار ! یا وقتی به وجود اوردی طوری باشه که بعدا" نشه ناراحتیت !

لطف کنین راجع به من قضاوت نکنین ! شکست عشقی یا هرچیز دیگه ای. من فقط خسته ام ! از همه ی، چی بگم بهش اخه، شاید بشه گفت از  رابطه ها خسته ام ! جز رابطه ای که به دلیل موجهی تموم شه نه دلیل خاصی !! اصلا" اگه میشه کلا" راجع به حرفام قضاوت نکنین. ببخشید دیگه نمیتونم حرف بزنم. تا بعد...

+ یخ نوشت طلبتون پست بعد ! ولی یکیش همین الان به ذهنم رسید که قبلا" ام مطمئنا" گفتم :

گذشت زمان بهترین مُسَکن هر دردیست . (ولی چه مدت؟،خدا میدونه !!)

+ من قبلا" تو ذهنم بدون دیدن این عکس توصیفی از خودم که توی برف میدوییدم رو نوشتم براتون.«همون که توی برفا میدوییدم و خسته نمیشدم و ...! » و حالا عکسشو پیدا کردم !! همین عکسی که این پایینه :| شاید دقیقا" همین صحنه تو مخیلاتم بود !!!